miniatures

[ایالات متحده]/ˈmɪnɪətʃəz/
[بریتانیا]/ˈmɪnɪˌtʃʊrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نسخه‌های کوچک یا مدل‌ها؛ مدل‌های ریز؛ نقاشی‌های کوچک؛ نقاشی‌های پرتره کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

miniatures collection

کلکسیون مینیاتور

miniatures display

نمایش مینیاتور

miniatures painting

نقاشی مینیاتور

miniatures market

بازار مینیاتور

miniatures shop

فروشگاه مینیاتور

miniatures hobby

سرگرمی مینیاتور

miniatures game

بازی مینیاتور

miniatures kit

کیت مینیاتور

miniatures figures

تصاویر مینیاتوری

miniatures workshop

کارگاه مینیاتور

جملات نمونه

she collects miniatures of famous landmarks.

او ماکت‌های مشهورترین مکان‌ها را جمع‌آوری می‌کند.

the artist specializes in crafting intricate miniatures.

هنرمند در ساخت ماکت‌های پیچیده تخصص دارد.

miniatures can add charm to any display.

ماکت‌ها می‌توانند جذابیت را به هر نمایشگاهی اضافه کنند.

he built a whole village in miniatures.

او یک روستای کامل را با استفاده از ماکت‌ها ساخت.

miniatures are often used in tabletop games.

ماکت‌ها اغلب در بازی‌های رومیزی استفاده می‌شوند.

she painted miniatures for a local gaming club.

او ماکت‌ها را برای یک باشگاه بازی محلی نقاشی کرد.

miniatures can be a great gift for collectors.

ماکت‌ها می‌توانند هدیه‌ای عالی برای کلکسیونرها باشند.

the museum displayed historical miniatures.

موزه ماکت‌های تاریخی را به نمایش گذاشت.

he enjoys photographing miniatures in natural settings.

او از عکاسی از ماکت‌ها در محیط‌های طبیعی لذت می‌برد.

creating miniatures requires patience and precision.

ساختن ماکت‌ها نیاز به صبر و دقت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید