steamboats

[ایالات متحده]/'stiːmbəʊt/
[بریتانیا]/'stimbot/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایقی که با نیروی بخار حرکت می‌کند، معمولاً برای حمل و نقل در رودخانه‌ها و دریاچه‌ها استفاده می‌شود.

جملات نمونه

steamboats bear the traveller out of Kerrerra Sound.

کشتی بخار مسافر را از خلیج کررا خارج می‌کند.

Steamboat travel opened a new chapter in America's exploration of the West.

سفر با کشتی بخار فصل جدیدی در اکتشاف غرب توسط آمریکا را آغاز کرد.

We enjoyed a delicious steamboat dinner last night.

ما دیشب از یک شام بخار خوشمزه لذت بردیم.

Steamboat is a popular choice for gatherings with friends.

بخار یک انتخاب محبوب برای دورهمی با دوستان است.

I like to add mushrooms to my steamboat for extra flavor.

من دوست دارم قارچ به بخار خود برای طعم بیشتر اضافه کنم.

The steamboat restaurant we went to had a wide variety of ingredients.

رستوران بخار که به آن رفتیم، انواع مواد اولیه متنوعی داشت.

Steamboat is a great way to enjoy a communal meal.

بخار راهی عالی برای لذت بردن از یک وعده غذایی جمعی است.

We need to prepare the broth for the steamboat.

ما باید آبگوشت بخار را آماده کنیم.

The steamboat was bubbling away on the table.

بخار روی میز در حال جوشیدن بود.

I always look forward to having steamboat during the winter months.

من همیشه مشتاق خوردن بخار در ماه‌های زمستان هستم.

The steamboat was filled with fresh seafood and vegetables.

بخار پر از غذاهای دریایی و سبزیجات تازه بود.

Do you prefer spicy or non-spicy broth for your steamboat?

آیا ترجیح می‌دهید آبگوشت تند یا غیر تند برای بخار خود داشته باشید؟

نمونه‌های واقعی

At that time we had no other way but to take a steamboat.

در آن زمان ما راهی جز سوار شدن به یک بخارگردی نداشتیم.

منبع: 2019 ITERO - The One New Man Fulfilling God’s Purpose

It looked like a house at first, but then we realized it was a steamboat.

ابتدا مثل یک خانه به نظر می‌رسید، اما بعد فهمیدیم که یک بخارگردی است.

منبع: New Standard High School English Compulsory Volume 5 by Foreign Language Teaching and Research Press

You're not alone. Audiences loved the steamboat. But not the ending.

شما تنها نیستید. مخاطبان عاشق بخارگردی بودند. اما نه پایان داستان.

منبع: Crash Course in Drama

In , a steamboat sank in these waters.

در ، یک بخارگردی در این آبها غرق شد.

منبع: English little tyrant

Like the steamboats, it spawn cities along its route.

مانند بخارگردی ها، شهرهایی را در طول مسیر خود ایجاد کرد.

منبع: America The Story of Us

But he escapes and blows up a steamboat, but then he's killed by Oneoty, the Native American character.

اما او فرار می‌کند و یک بخارگردی را منفجر می‌کند، اما سپس توسط Oneoty، شخصیت بومی آمریکایی، کشته می‌شود.

منبع: Crash Course in Drama

Now maybe you were thinking, Wow, how about that steamboat?

حالا شاید به این فکر می‌کردید، واو، درباره آن بخارگردی چه می‌شود؟

منبع: Crash Course in Drama

So we paddled over and climbed on to the steamboat, keeping as quiet as mice.

بنابراین ما با پارو به آنجا رفتیم و سوار بخارگردی شدیم، آنقدر ساکت بودیم که انگار موش هستیم.

منبع: New Standard High School English Compulsory Volume 5 by Foreign Language Teaching and Research Press

It was a small steamboat that was sailing around the river, firing off cannon balls.

این یک بخارگردی کوچک بود که در امتداد رودخانه حرکت می‌کرد و گلوله‌های توپ را شلیک می‌کرد.

منبع: Bedtime stories for children

What grand living and dying they're used to be back in steamboat days.

چه زندگی و مرگ باشکوهی وجود داشت در دوران بخارگردی.

منبع: VOA Special July 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید