steinbok

[ایالات متحده]/ˈstaɪn.bɒk/
[بریتانیا]/ˈstaɪn.bɑk/

ترجمه

n. یک آنتلوپ کوچک آفریقایی با ظاهری منحصر به فرد
Word Forms
جمعsteinboks

جملات نمونه

in the wild, a steinbok is often seen grazing alone.

در طبیعت وحشی، اغلب یک استینبوک را در حال چرا کردن به تنهایی می‌بینند.

the steinbok is a small antelope native to southern africa.

استینبوک یک گوزن کوچک بومی آفریقای جنوبی است.

we spotted a steinbok during our safari trip.

ما در طول سفر سافاری خود یک استینبوک دیدیم.

steinboks are known for their agility and speed.

استینبوک‌ها به دلیل چابکی و سرعت خود شناخته می‌شوند.

conservation efforts are crucial for the survival of the steinbok.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای استینبوک بسیار مهم هستند.

the steinbok's coat helps it blend into the grasslands.

پوشش استینبوک به آن کمک می‌کند تا در میان علفزارها پنهان شود.

many photographers seek to capture the beauty of the steinbok.

عکاسان زیادی به دنبال ثبت زیبایی استینبوک هستند.

steinboks are primarily herbivores, feeding on grasses and leaves.

استینبوک‌ها عمدتاً گیاهخوار هستند و از علف‌ها و برگ‌ها تغذیه می‌کنند.

during mating season, male steinboks become more territorial.

در فصل جفت‌گیری، استینبوک‌های نر بیشتر قلمروطلب می‌شوند.

the steinbok's unique behavior fascinates wildlife enthusiasts.

رفتار منحصر به فرد استینبوک، علاقه‌مندان به حیات وحش را مجذوب خود می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید