stemmas

[ایالات متحده]/ˈstɛm.ə/
[بریتانیا]/ˈstɛm.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک درخت یا نمودار نسلی؛ (در حشره‌شناسی) یک چشم ساده یا یک چشم ساده جانبی از یک حشره

عبارات و ترکیب‌ها

family stemma

ستون نسبت خانوادگی

stemma analysis

تجزیه و تحلیل ستما

stemma chart

نمودار ستما

stemma theory

نظریه ستما

stemma reconstruction

بازسازی ستما

stemma method

روش ستما

stemma genealogy

تبارشناسی ستما

stemma relationship

ارتباط ستما

stemma lineage

خط نسب ستما

stemma diagram

نمودار ستما

جملات نمونه

she created a detailed stemma for her family history.

او یک نمودار خانوادگی دقیق برای تاریخچه خانواده خود ایجاد کرد.

the stemma revealed the connections between different branches of the family.

نمودار خانوادگی ارتباط بین شاخه های مختلف خانواده را نشان داد.

historians often use a stemma to trace the evolution of texts.

تاریخ‌نگاران اغلب از نمودار خانوادگی برای ردیابی تکامل متون استفاده می‌کنند.

understanding the stemma helps in genealogical research.

درک نمودار خانوادگی به تحقیقات ژنئالوژیکی کمک می کند.

the stemma of the manuscript was carefully analyzed.

نمودار خانوادگی دست‌نویس به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

she included a stemma in her thesis to illustrate her findings.

او نموداری خانوادگی در پایان نامه خود برای نشان دادن یافته های خود قرار داد.

the stemma can help clarify the lineage of the artifacts.

نمودار خانوادگی می تواند به روشن شدن نسب اشیاء کمک کند.

creating a stemma requires extensive research and documentation.

ایجاد نمودار خانوادگی نیاز به تحقیقات و مستندات گسترده دارد.

they used a stemma to map out their ancestral roots.

آنها از نمودار خانوادگی برای ترسیم ریشه های نیاکان خود استفاده کردند.

the stemma provided insights into historical relationships.

نمودار خانوادگی بینش هایی در مورد روابط تاریخی ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید