sterilisations

[ایالات متحده]/ˌsterəlai'zeiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استریل‌سازی؛ فرآیند آزاد کردن چیزی از باکتری‌ها یا سایر میکروارگانیسم‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

sterilisation process

فرآیند استریل

sterilisation equipment

تجهیزات استریل

جملات نمونه

sterilisation of medical equipment is crucial for preventing infections

استریل کردن تجهیزات پزشکی برای جلوگیری از عفونت ها بسیار مهم است.

many countries have laws requiring the sterilisation of surgical instruments

بسیاری از کشورها قوانینی دارند که نیاز به استریل کردن ابزار جراحی را الزامی می کند.

sterilisation is commonly used in food processing to ensure safety

استریل کردن به طور معمول در فرآوری غذا برای اطمینان از ایمنی استفاده می شود.

the sterilisation process kills bacteria and other microorganisms

فرآیند استریل باکتری ها و سایر میکروارگانیسم ها را از بین می برد.

proper sterilisation techniques are essential in healthcare settings

تکنیک های استریل مناسب در محیط های درمانی ضروری هستند.

sterilisation of water is necessary for drinking purposes

استریل کردن آب برای مصارف آشامیدنی ضروری است.

some medical procedures require the sterilisation of equipment beforehand

برخی از روش های پزشکی نیاز به استریل کردن تجهیزات قبل از انجام دارند.

sterilisation can help prolong the shelf life of certain products

استریل کردن می تواند به افزایش ماندگاری برخی محصولات کمک کند.

the sterilisation process may involve heat, chemicals, or radiation

فرآیند استریل ممکن است شامل گرما، مواد شیمیایی یا تابش باشد.

sterilisation is a common practice in laboratory settings

استریل کردن یک روش معمول در محیط های آزمایشگاهی است.

نمونه‌های واقعی

Julian denounced Nazi pseudo-science yet advocated the " semi-compulsory" sterilisation of the disabled almost in the same breath.

جولیان علم شبه‌علمی نازی‌ها را محکوم کرد اما تقریباً با همان لحن از عقیم‌سازی اجباری معلولان حمایت کرد.

منبع: The Economist (Summary)

The eugenicists who, addled by bogus statistics, advocated forced sterilisations are the grisliest example.

طرفداران طفیلی که تحت تأثیر آمار نادرست، از عقیم‌سازی اجباری حمایت می‌کردند، بدترین نمونه هستند.

منبع: The Economist Culture

That ensures the new genes they had been armed with would not disappear over time--essential for permanent sterilisation.

این اطمینان می‌دهد که ژن‌های جدیدی که با آن‌ها مسلح شده بودند، در طول زمان از بین نمی‌روند - برای عقیم‌سازی دائمی ضروری است.

منبع: 2023-37

In her state-of-the-union speech last month, President Michelle Bachelet announced a national sterilisation programme for stray dogs (the details are still to be fleshed out).

در سخنرانی سالانه خود ماه گذشته، رئیس‌جمهور میشل باشل، برنامه ملی عقیم‌سازی سگ‌های ولگرد را اعلام کرد (جزئیات هنوز باید مشخص شوند).

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید