stewing

[ایالات متحده]/ˈstjuːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstuːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پروسه پختن غذا به آرامی در مایع
v. به آرامی غذا را در مایع پختن

عبارات و ترکیب‌ها

stewing meat

گوشت پخته

stewing vegetables

سبزیجات پخته

stewing process

فرآیند پخت

stewing pot

قابلمه پخت

stewing time

زمان پخت

stewing broth

آب پخت

stewing spices

ادویه‌های پخت

stewing fish

ماهی پخته

stewing chicken

مرغ پخته

stewing recipe

دستور پخت

جملات نمونه

she is stewing the vegetables for dinner.

او سبزیجات را برای شام در حال پختن است.

he loves stewing meat with spices.

او عاشق پختن گوشت با ادویه‌ها است.

stewing is a great way to enhance flavors.

پختن یک راه عالی برای افزایش طعم ها است.

they spent the afternoon stewing a hearty soup.

آنها بعد از ظهر را به پختن یک سوپ مقوی گذراندند.

she enjoys stewing fruits for dessert.

او از پختن میوه ها برای دسر لذت می برد.

stewing on low heat can make the dish tender.

پختن روی حرارت کم می تواند غذا را نرم کند.

he is stewing a traditional recipe passed down from his grandmother.

او یک دستور غذای سنتی را که از مادربزرگش به ارث رسیده است، در حال پختن است.

stewing can be done in a slow cooker.

می توان در یک آرام پز پخت.

she added herbs while stewing the chicken.

او در حالی که مرغ را در حال پختن بود، گیاهان اضافه کرد.

stewing allows for a rich, deep flavor to develop.

پختن اجازه می دهد تا یک طعم غنی و عمیق ایجاد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید