stewpot

[ایالات متحده]/ˈstjuːpɒt/
[بریتانیا]/ˈstuːpɑːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی که برای پختن غذا به روش خورشتی استفاده می‌شود؛ یک ظرف دو دسته برای پختن خورشت

عبارات و ترکیب‌ها

stewpot recipe

دستورالعمل قابلمه استو

stewpot meal

وعده غذایی قابلمه استو

stewpot cooking

پخت قابلمه استو

stewpot dish

غذا با قابلمه استو

stewpot dinner

شام با قابلمه استو

stewpot stew

خورش قابلمه استو

stewpot ingredients

مواد لازم برای قابلمه استو

stewpot flavors

طعم های قابلمه استو

stewpot size

اندازه قابلمه استو

stewpot meals

وعده های غذایی با قابلمه استو

جملات نمونه

the chef added vegetables to the stewpot.

سرآشپز سبزیجات را به دیگ اضافه کرد.

she simmered the soup in a large stewpot.

او سوپ را در یک دیگ بزرگ پخت.

he bought a new stewpot for the family dinner.

او یک دیگ جدید برای شام خانوادگی خرید.

the stewpot was filled with hearty ingredients.

دیگ با مواد دلپذیر پر شده بود.

they gathered around the stewpot to enjoy the meal.

آنها دور دیگ جمع شدند تا از غذا لذت ببرند.

she stirred the contents of the stewpot carefully.

او با دقت محتویات دیگ را هم زد.

the stewpot needs to be cleaned after cooking.

دیگ بعد از پخت باید تمیز شود.

cooking in a stewpot is perfect for winter meals.

پختن در دیگ برای وعده های غذایی زمستانی عالی است.

he prefers using a cast iron stewpot for better heat distribution.

او ترجیح می دهد از یک دیگ چدنی برای توزیع بهتر گرما استفاده کند.

the stewpot was bubbling with delicious aromas.

دیگ با عطر و بوی خوش آب می زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید