stitcher

[ایالات متحده]/ˈstɪtʃə/
[بریتانیا]/ˈstɪtʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای دوخت یا اتصال مواد به هم استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

master stitcher

دوختگر ماهر

stitcher tool

ابزار دوخت

stitcher machine

دستگاه دوخت

stitcher software

نرم‌افزار دوخت

stitcher guide

راهنمای دوخت

stitcher project

پروژه دوخت

stitcher pattern

الگوی دوخت

stitcher service

خدمات دوخت

stitcher kit

کیت دوخت

stitcher club

باشگاه دوخت

جملات نمونه

the stitcher finished the quilt beautifully.

خیاط رقعه‌دوز، روتختی را به زیبایی تمام به اتمام رساند.

she is a skilled stitcher with years of experience.

او یک خیاط ماهر با سال‌ها تجربه است.

the stitcher carefully matched the fabric colors.

خیاط به دقت رنگ‌های پارچه را با هم تطبیق داد.

he works as a stitcher in a clothing factory.

او به عنوان خیاط در یک کارخانه لباس کار می‌کند.

the stitcher used a special technique for the seams.

خیاط از یک تکنیک خاص برای درزها استفاده کرد.

as a stitcher, she enjoys creating unique designs.

به عنوان یک خیاط، او از ایجاد طرح‌های منحصر به فرد لذت می‌برد.

the stitcher repaired the torn fabric quickly.

خیاط پارچه پاره را به سرعت تعمیر کرد.

every stitch made by the stitcher was precise.

هر نخ خیاطی که توسط خیاط انجام شده بود دقیق بود.

the stitcher learned new patterns from the workshop.

خیاط الگوهای جدید را از کارگاه یاد گرفت.

the stitcher enjoys collaborating with fashion designers.

خیاط از همکاری با طراحان مد لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید