mender

[ایالات متحده]/'mendə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که چیزها را تعمیر و بهبود می‌بخشد؛ یک کارشناس در تعمیر و بهبود اقلام.

جملات نمونه

The skilled mender fixed the torn seam in no time.

مهارت‌مند ماهر در مدت کوتاهی، درز پاره شده را تعمیر کرد.

She is a talented mender who can mend anything from clothes to broken hearts.

او یک تعمیرکار با استعداد است که می‌تواند از لباس گرفته تا قلب‌های شکسته، همه چیز را تعمیر کند.

The mender carefully stitched the fabric back together.

تعمیرکار با دقت پارچه را دوباره به هم دوخت.

He works as a shoe mender, repairing worn-out soles and heels.

او به عنوان یک تعمیرکار کفش کار می‌کند و کفی و پاشنه‌های ساییده شده را تعمیر می‌کند.

The professional mender used a special technique to mend the antique vase.

تعمیرکار حرفه‌ای از یک تکنیک خاص برای تعمیر گلدان عتیقه استفاده کرد.

She learned how to be a mender from her grandmother, who was a skilled seamstress.

او یاد گرفت که چگونه تعمیرکار باشد از مادربزرگش که یک خیاط ماهر بود.

The mender's hands were always busy, fixing things for others.

دست‌های تعمیرکار همیشه مشغول تعمیر وسایل برای دیگران بودند.

As a mender of relationships, she helped mend the broken bond between the two friends.

به عنوان یک تعمیرکار روابط، او به ترمیم پیوند شکسته بین دو دوست کمک کرد.

The village mender was known for his ability to fix anything, from pots to chairs.

تعمیرکار روستا به توانایی‌اش در تعمیر هر چیزی از گلدان‌ها تا صندلی‌ها معروف بود.

The mender's shop was filled with various tools and materials for repairing different items.

فروشگاه تعمیرکار پر از ابزار و مواد مختلف برای تعمیر اقلام مختلف بود.

نمونه‌های واقعی

There, he was in turn a horse-keeper, a stage-boy, a play mender and finally a playwright.

در آنجا، او به نوبت از نگهبان اسب، پسربالسک، تعمیرکار نمایش و در نهایت نمایشنامه نویس بود.

منبع: Stories of World Celebrities: Literary Figures and Poets

Oh, Mama, must I? My boots are at the menders and I haven't ridden for weeks.

ای مادر، آیا باید این کار را انجام دهم؟ چکمه‌های من پیش تعمیرکار است و من برای هفته‌ها سوار نشده‌ام.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

My boots are at the menders and I haven't ridden for weeks.

چکمه‌های من پیش تعمیرکار است و من برای هفته‌ها سوار نشده‌ام.

منبع: Downton Abbey Season 1

It was high noontide, when two dusty men passed through his streets and under his swinging lamps: of whom, one was Monsieur Defarge: the other a mender of roads in a blue cap.

وقت ظهر بود، وقتی دو مرد غبارآلود از خیابان‌های او عبور کردند و زیر چراغ‌های نوسانش: یکی از آنها آقای دارژ بود: دیگری تعمیرکار جاده با کلاه آبی.

منبع: A Tale of Two Cities (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید