stoker

[ایالات متحده]/'stəʊkə/
[بریتانیا]/'stokɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که کوره یا بویلر را نگهداری می‌کند، به‌ویژه در یک کشتی یا لوکوموتیو بخار؛ شخصی که سوخت را به کوره یا بویلر می‌دهد؛ یک دستگاه تغذیه خودکار زغال‌سنگ.
Word Forms
جمعstokers

عبارات و ترکیب‌ها

steam stoker

گرم‌نگهدار بخار

coal stoker

گرم‌نگهدار زغال سنگ

جملات نمونه

This method of impalement by lance is also evident in both "The Prophecy" and "Bram Stoker's Dracula" where in each movie we see a scene in which hundreds are impaled in the same upright manner.

این روش کشیده شدن با نیزه نیز در هر دو فیلم «پیشگویی» و «دراکولای برام استوکر» آشکار است، جایی که در هر فیلم صحنه‌ای را می‌بینیم که صدها نفر به همین روش عمودی کشیده می‌شوند.

The stoker shoveled coal into the furnace to keep the fire burning.

گرم کن ذغال سنگ را به داخل کوره می‌ریخت تا آتش روشن بماند.

The stoker carefully monitored the temperature to ensure optimal conditions for the engine.

گرم کن با دقت دما را برای اطمینان از شرایط بهینه برای موتور کنترل می‌کرد.

The stoker was covered in soot after a long day's work in the engine room.

گرم کن بعد از یک روز طولانی کار در اتاق موتور با خاکستر پوشیده شده بود.

The stoker adjusted the airflow to control the intensity of the fire.

گرم کن جریان هوا را تنظیم کرد تا شدت آتش را کنترل کند.

The stoker's hands were calloused from years of handling hot coal.

دست‌های گرم کن به دلیل سال‌ها دست زدن به ذغال سنگ داغ، زبر و خشن شده بودند.

The stoker stoked the fire to increase the temperature in the boiler.

گرم کن آتش را برای افزایش دما در دیگ بخار شعله‌ور کرد.

The stoker wore protective gear to shield himself from the heat of the furnace.

گرم کن از تجهیزات محافظتی برای محافظت از خود در برابر گرمای کوره استفاده می‌کرد.

The stoker's job required strength, precision, and quick reflexes.

کار گرم کن به قدرت، دقت و واکنش‌های سریع نیاز داشت.

The stoker's face was streaked with sweat as he worked tirelessly in the engine room.

چهره گرم کن با عرق پوشیده شده بود زیرا به سختی و بی‌وقفه در اتاق موتور کار می‌کرد.

The stoker was praised for his dedication and skill in maintaining the machinery.

گرم کن به دلیل تعهد و مهارت خود در حفظ ماشین‌آلات مورد تحسین قرار گرفت.

نمونه‌های واقعی

" Thank'ee, Miss Eustacia, " said the tired stoker, breathing more easily.

متشکرم، خانم ایستاشیا، گفت آتش‌نشان خسته، در حالی که راحت‌تر نفس می‌کشید.

منبع: Returning Home

He thought they managed the vessel like gentlemen, and that the stokers fired up like heroes.

او فکر کرد که آنها کشتی را مانند آقایان اداره می‌کنند و آتش‌نشان‌ها مانند قهرمانان آتش روشن می‌کنند.

منبع: Around the World in Eighty Days

Heap it on, stokers! Make her do all she can! If we burn the boat we must have them!

آن را روی آن بچینید، آتش‌نشان‌ها! وادارید او همه کاری انجام دهد! اگر کشتی را بسوزانیم، باید آنها را داشته باشیم!

منبع: The Sign of the Four

You've really got over me, you son of a dirty stoker!

تو واقعاً بر من غلبه کردی، تو پسر یک آتش‌نشان کثیف!

منبع: 1900 yj w he

Did you know the word chauffeur is French for " stoker, " because the first automobiles were steam-powered, and the driver had to stoke the engine?

آیا می‌دانستید که کلمه راننده فرانسوی به معنای " آتش‌نشان، " است زیرا اولین اتومبیل‌ها بخار نیرو بودند و راننده باید موتور را آتش می‌کرد؟

منبع: Young Sheldon - Season 1

" At this moment, he's on a freighter, either as a deck hand or a stoker, on his way to New York" .

در این لحظه، او در یک کشتی باری است، یا به عنوان یک خدمه عرشه یا آتش‌نشان، در راه نیویورک.

منبع: Blade (Part Two)

The locomotive, which was slowly approaching with deafening whistles, was that which, having been detached from the train, had continued its route with such terrific rapidity, carrying off the unconscious engineer and stoker.

قطار که با سوت‌های کر کننده به آرامی نزدیک می‌شد، همان قطاری بود که پس از جدا شدن از قطار، مسیر خود را با چنان سرعت باورنکردنی ادامه داده بود و مهندس و آتش‌نشان ناخودآگاه را با خود می‌برد.

منبع: Around the World in Eighty Days

He was proud of his career as an editor, just as he was proud of his father's rise from stoker to full-time train driver, and of the shop his mother ran from the front room.

او به عنوان یک ویراستار به شغل خود افتخار می‌کرد، همانطور که به پیشرفت پدرش از آتش‌نشان تا راننده قطار تمام وقت و مغازه ای که مادرش از اتاق جلویی اداره می کرد افتخار می کرد.

منبع: The Economist (Summary)

He was dressed like a mechanic or a stoker in an old pea-jacket with baggy pockets, with an oil-skin cap on his head, a woollen scarf round his neck, and tarred boots on his feet.

او مانند یک مکانیک یا آتش‌نشان با یک ژاکت قدیمی و آزاد با جیب‌های گشاد، یک کلاه روغنی بر سرش، یک روسری پشمی دور گردنش و چکمه‌های تارعنبی بر پایش لباس پوشیده بود.

منبع: Virgin Land (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید