stolidnesses abound
فراوانی استولیدنسها
stolidnesses observed
استولیدنسها مشاهده شدند
stolidnesses revealed
استولیدنسها آشکار شدند
stolidnesses displayed
استولیدنسها به نمایش گذاشته شدند
stolidnesses encountered
استولیدنسها مواجه شدند
stolidnesses noted
استولیدنسها مورد توجه قرار گرفتند
stolidnesses examined
استولیدنسها مورد بررسی قرار گرفتند
stolidnesses challenged
استولیدنسها به چالش کشیده شدند
stolidnesses masked
استولیدنسها پنهان شدند
stolidnesses questioned
استولیدنسها مورد سوال قرار گرفتند
his stolidnesses made it difficult for others to read his emotions.
سرسختی او باعث میشد دیگران نتوانند احساسات او را بخوانند.
despite the chaos, her stolidnesses provided a sense of calm.
با وجود هرج و مرج، سرسختی او حسی از آرامش را به ارمغان آورد.
the stolidnesses of the old man were admired by the younger generation.
سرسختیهای مرد مسن مورد تحسین نسل جوان بود.
in times of crisis, his stolidnesses inspired confidence in his team.
در زمان بحران، سرسختی او اعتماد به نفس را در تیمش ایجاد کرد.
her stolidnesses contrasted sharply with the frantic energy around her.
سرسختی او با انرژی وحشیانه اطرافش تضاد شدیدی داشت.
the stolidnesses he displayed during the meeting impressed the board.
سرسختیهایی که در طول جلسه نشان داد مورد تحسین هیئت مدیره قرار گرفت.
his stolidnesses often made him seem unapproachable to his peers.
سرسختیهای او اغلب باعث میشد که به نظر غیرقابل دسترس برای همسالانش برسد.
she maintained her stolidnesses even when faced with unexpected challenges.
او حتی در مواجهه با چالشهای غیرمنتظره، سرسختی خود را حفظ کرد.
the stolidnesses of the statue conveyed a sense of timelessness.
سرسختی مجسمه حسی از جاودانگی را منتقل میکرد.
his stolidnesses were a source of strength for those around him.
سرسختی او منبع قدرت برای کسانی که در اطرافش بودند، بود.
stolidnesses abound
فراوانی استولیدنسها
stolidnesses observed
استولیدنسها مشاهده شدند
stolidnesses revealed
استولیدنسها آشکار شدند
stolidnesses displayed
استولیدنسها به نمایش گذاشته شدند
stolidnesses encountered
استولیدنسها مواجه شدند
stolidnesses noted
استولیدنسها مورد توجه قرار گرفتند
stolidnesses examined
استولیدنسها مورد بررسی قرار گرفتند
stolidnesses challenged
استولیدنسها به چالش کشیده شدند
stolidnesses masked
استولیدنسها پنهان شدند
stolidnesses questioned
استولیدنسها مورد سوال قرار گرفتند
his stolidnesses made it difficult for others to read his emotions.
سرسختی او باعث میشد دیگران نتوانند احساسات او را بخوانند.
despite the chaos, her stolidnesses provided a sense of calm.
با وجود هرج و مرج، سرسختی او حسی از آرامش را به ارمغان آورد.
the stolidnesses of the old man were admired by the younger generation.
سرسختیهای مرد مسن مورد تحسین نسل جوان بود.
in times of crisis, his stolidnesses inspired confidence in his team.
در زمان بحران، سرسختی او اعتماد به نفس را در تیمش ایجاد کرد.
her stolidnesses contrasted sharply with the frantic energy around her.
سرسختی او با انرژی وحشیانه اطرافش تضاد شدیدی داشت.
the stolidnesses he displayed during the meeting impressed the board.
سرسختیهایی که در طول جلسه نشان داد مورد تحسین هیئت مدیره قرار گرفت.
his stolidnesses often made him seem unapproachable to his peers.
سرسختیهای او اغلب باعث میشد که به نظر غیرقابل دسترس برای همسالانش برسد.
she maintained her stolidnesses even when faced with unexpected challenges.
او حتی در مواجهه با چالشهای غیرمنتظره، سرسختی خود را حفظ کرد.
the stolidnesses of the statue conveyed a sense of timelessness.
سرسختی مجسمه حسی از جاودانگی را منتقل میکرد.
his stolidnesses were a source of strength for those around him.
سرسختی او منبع قدرت برای کسانی که در اطرافش بودند، بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید