stomachic

[ایالات متحده]/stəˈmæk.ɪk/
[بریتانیا]/stəˈmæk.ɪk/

ترجمه

adj. مربوط به معده; ترویج کننده هضم
n. ماده‌ای که به هضم کمک می‌کند; یک عامل اشتها آور

عبارات و ترکیب‌ها

stomachic herb

گیاه ضد نفخ

stomachic remedy

درمان ضد نفخ

stomachic tonic

تنظیم کننده معده

stomachic effect

اثر ضد نفخ

stomachic properties

خواص ضد نفخ

stomachic treatment

درمان ضد نفخ

stomachic food

غذا ضد نفخ

stomachic agent

عامل ضد نفخ

stomachic drink

نوشیدنی ضد نفخ

stomachic blend

مخلوط ضد نفخ

جملات نمونه

ginger is known for its stomachic properties.

زنجبیل به خاطر خواص ضد نفخ شناخته شده است.

he took a stomachic herbal tea to soothe his digestion.

او برای تسکین گوارش خود چای گیاهی ضد نفخ نوشید.

stomachic remedies can help alleviate discomfort after meals.

داروهای ضد نفخ می‌توانند به تسکین ناراحتی بعد از غذا کمک کنند.

some stomachic foods are rich in fiber and nutrients.

برخی از غذاهای ضد نفخ سرشار از فیبر و مواد مغذی هستند.

she prefers stomachic dishes that are easy to digest.

او ترجیح می‌دهد غذاهای ضد نفخ که به راحتی هضم می‌شوند را انتخاب کند.

his stomachic issues improved after changing his diet.

مشکلات گوارشی او پس از تغییر رژیم غذایی بهبود یافت.

stomachic herbs are often used in traditional medicine.

گیاهان ضد نفخ اغلب در طب سنتی استفاده می‌شوند.

after the meal, she took a stomachic to aid digestion.

بعد از غذا، او یک داروی ضد نفخ برای کمک به هضم خورد.

he consulted a doctor for stomachic advice.

او برای دریافت مشاوره در مورد مشکلات گوارش با پزشک مشورت کرد.

stomachic effects can vary from person to person.

اثرات ضد نفخ می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید