stooks

[ایالات متحده]/stʊk/
[بریتانیا]/stʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دسته از خوشه‌های دانه
vt. انباشتن یا تلنبار کردن
vi. تشکیل خوشه‌ها به صورت یک دسته

عبارات و ترکیب‌ها

stook of hay

توده علوفه

stook in field

توده در مزرعه

stook upright

توده ایستاده

stook of grain

توده گندم

stook together

توده به هم

stook in rows

توده در ردیف

stook by hand

توده با دست

stook for winter

توده برای زمستان

stook of straw

توده کاه

stook in barn

توده در انبار

جملات نمونه

the farmer stook the hay in the field.

کشنده علوفه را در مزرعه جمع کرد.

after the harvest, they stook the grain for drying.

پس از برداشت، آنها گندم را برای خشک کردن جمع کردند.

he learned how to stook the sheaves properly.

او یاد گرفت که چگونه دسته ها را به درستی جمع کند.

the children watched as their parents stook the corn.

بچه ها تماشا کردند که والدینشان ذرت را جمع می‌کنند.

in the countryside, it is common to stook the straw.

در روستا، جمع کردن کاه رایج است.

she stook the logs for the winter firewood.

او هیزم‌ها را برای هیزم زمستان جمع کرد.

they stook the grass to make it easier to collect.

آنها علفزارها را جمع کردند تا جمع آوری آن آسان تر شود.

stooking is a traditional method of handling crops.

جمع کردن یک روش سنتی برای رسیدگی به محصولات است.

he showed me how to stook the wheat efficiently.

او به من نشان داد که چگونه گندم را به طور موثر جمع کند.

they used a tractor to help stook the bales.

آنها از تراکتور برای کمک به جمع کردن گندم استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید