stooling

[ایالات متحده]/ˈstuːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstuːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دفع مدفوعات؛ زباله جامد تخلیه شده از بدن؛ وضعیت نشستن بر روی صندلی

عبارات و ترکیب‌ها

stooling frequency

تعداد دفعات دفع مدفوع

stooling habits

عادات دفع مدفوع

stooling pattern

الگوی دفع مدفوع

stooling issues

مشکلات دفع مدفوع

stooling consistency

یکنواختی مدفوع

stooling color

رنگ مدفوع

stooling symptoms

علائم دفع مدفوع

stooling test

تست دفع مدفوع

stooling analysis

تجزیه و تحلیل مدفوع

stooling diary

دفترچه یادداشت دفع مدفوع

جملات نمونه

stooling can be a sign of digestive issues.

مدفوع کردن می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات گوارشی باشد.

regular stooling is important for maintaining health.

مدفوع منظم برای حفظ سلامتی مهم است.

she noticed changes in her stooling patterns.

او تغییراتی در الگوهای مدفوع خود متوجه شد.

stooling frequency can vary from person to person.

تعداد دفعات مدفوع می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.

he kept a diary to track his stooling habits.

او یک دفترچه یادداشت برای پیگیری عادات مدفوعی خود نگه داشت.

stooling issues can lead to discomfort and pain.

مشکلات مدفوعی می‌تواند منجر به ناراحتی و درد شود.

doctors often ask about stooling when diagnosing gastrointestinal problems.

پزشکان اغلب در هنگام تشخیص مشکلات گوارشی در مورد مدفوع سوال می‌کنند.

hydration can improve stooling regularity.

هیدراتاسیون می‌تواند به بهبود منظم بودن مدفوع کمک کند.

stooling can be affected by diet and lifestyle choices.

مدفوع می‌تواند تحت تأثیر رژیم غذایی و انتخاب‌های سبک زندگی قرار گیرد.

he was advised to increase fiber intake for better stooling.

به او توصیه شد برای مدفوع بهتر، مصرف فیبر را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید