| جمع | stoplights |
stoplight signal
سیگنال چراغ راهنمایی
stoplight color
رنگ چراغ راهنمایی
stoplight rules
قوانین چراغ راهنمایی
stoplight timing
زمانبندی چراغ راهنمایی
stoplight control
کنترل چراغ راهنمایی
stoplight change
تغییر چراغ راهنمایی
stoplight intersection
تقاطع چراغ راهنمایی
stoplight ahead
چراغ راهنمایی در پیش رو
stoplight malfunction
خرابی چراغ راهنمایی
stoplight visibility
دید چراغ راهنمایی
the stoplight turned green, allowing cars to move forward.
چراغ راهنمایی سبز شد و به خودروها اجازه حرکت داد.
she stopped at the stoplight to check her phone.
او برای چک کردن تلفن خود در چراغ راهنمایی توقف کرد.
always obey the stoplight signals for your safety.
همیشه برای ایمنی خود از چراغ راهنمایی پیروی کنید.
the stoplight was out, causing confusion among drivers.
چراغ راهنمایی خاموش بود که باعث سردرگمی رانندگان شد.
he waited patiently at the stoplight for it to change.
او با حوصله منتظر تغییر چراغ راهنمایی ماند.
there was a long line of cars at the stoplight.
در چراغ راهنمایی یک صف طولانی از خودروها وجود داشت.
she noticed a pedestrian waiting at the stoplight.
او متوجه یک عابر پیاده منتظر در چراغ راهنمایی شد.
the stoplight malfunctioned, causing a traffic jam.
چراغ راهنمایی دچار نقص فنی شد و باعث ایجاد ترافیک شد.
drivers should be cautious when approaching a stoplight.
رانندگان باید هنگام نزدیک شدن به چراغ راهنمایی مراقب باشند.
the stoplight changed quickly, surprising the drivers.
چراغ راهنمایی به سرعت تغییر کرد و رانندگان را غافلگیر کرد.
stoplight signal
سیگنال چراغ راهنمایی
stoplight color
رنگ چراغ راهنمایی
stoplight rules
قوانین چراغ راهنمایی
stoplight timing
زمانبندی چراغ راهنمایی
stoplight control
کنترل چراغ راهنمایی
stoplight change
تغییر چراغ راهنمایی
stoplight intersection
تقاطع چراغ راهنمایی
stoplight ahead
چراغ راهنمایی در پیش رو
stoplight malfunction
خرابی چراغ راهنمایی
stoplight visibility
دید چراغ راهنمایی
the stoplight turned green, allowing cars to move forward.
چراغ راهنمایی سبز شد و به خودروها اجازه حرکت داد.
she stopped at the stoplight to check her phone.
او برای چک کردن تلفن خود در چراغ راهنمایی توقف کرد.
always obey the stoplight signals for your safety.
همیشه برای ایمنی خود از چراغ راهنمایی پیروی کنید.
the stoplight was out, causing confusion among drivers.
چراغ راهنمایی خاموش بود که باعث سردرگمی رانندگان شد.
he waited patiently at the stoplight for it to change.
او با حوصله منتظر تغییر چراغ راهنمایی ماند.
there was a long line of cars at the stoplight.
در چراغ راهنمایی یک صف طولانی از خودروها وجود داشت.
she noticed a pedestrian waiting at the stoplight.
او متوجه یک عابر پیاده منتظر در چراغ راهنمایی شد.
the stoplight malfunctioned, causing a traffic jam.
چراغ راهنمایی دچار نقص فنی شد و باعث ایجاد ترافیک شد.
drivers should be cautious when approaching a stoplight.
رانندگان باید هنگام نزدیک شدن به چراغ راهنمایی مراقب باشند.
the stoplight changed quickly, surprising the drivers.
چراغ راهنمایی به سرعت تغییر کرد و رانندگان را غافلگیر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید