stormtrooper

[ایالات متحده]/ˈstɔːmˌtruːpə/
[بریتانیا]/ˈstɔrmˌtruːpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو یک واحد شبه‌نظامی نازی؛ یک سرباز در یک واحد نظامی که به خاطر تاکتیک‌های تهاجمی شناخته شده است؛ یک سرباز خیالی در فرانچایز جنگ ستارگان.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

stormtrooper helmet

کلاه ایمنی سرباز طوفانی

stormtrooper armor

زره سرباز طوفانی

stormtrooper blaster

تفنگ بلستر سرباز طوفانی

stormtrooper squad

گروه سرباز طوفانی

stormtrooper rank

رتبه سرباز طوفانی

stormtrooper unit

واحد سرباز طوفانی

stormtrooper officer

سرباز طوفانی افسر

stormtrooper fleet

ناوگان سرباز طوفانی

stormtrooper division

گردان سرباز طوفانی

stormtrooper mission

ماموریت سرباز طوفانی

جملات نمونه

the stormtrooper marched confidently into battle.

سرباز طوفان با اعتماد به نفس وارد جنگ شد.

every stormtrooper is trained to follow orders.

هر سرباز طوفان آموزش دیده است تا دستورات را اطاعت کند.

the stormtrooper's armor is designed for protection.

زره سرباز طوفان برای محافظت طراحی شده است.

she dressed up as a stormtrooper for the costume party.

او برای مهمانی لباس، خود را مانند یک سرباز طوفان لباس کرد.

the stormtrooper aimed carefully before firing.

سرباز طوفان قبل از شلیک با دقت هدف گرفت.

fans love to collect stormtrooper figurines.

طرفداران دوست دارند مجسمه های سرباز طوفان را جمع آوری کنند.

in the movie, the stormtrooper was a key character.

در فیلم، سرباز طوفان یک شخصیت کلیدی بود.

the stormtrooper's blaster was very powerful.

بلاسترهای سرباز طوفان بسیار قدرتمند بودند.

he always wanted to be a stormtrooper when he grew up.

او همیشه می خواست وقتی بزرگ شد یک سرباز طوفان باشد.

the stormtrooper unit was deployed on a dangerous mission.

واحد سرباز طوفان برای انجام یک مأموریت خطرناک مستقر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید