stoved

[ایالات متحده]/stəʊv/
[بریتانیا]/stoʊv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه گرمایشی که معمولاً برای پخت و پز استفاده می‌شود؛ فضایی محصور که در آن سوخت می‌سوزد تا یا فضایی که اجاق در آن قرار دارد را گرم کند یا اقلامی را که بر روی آن قرار دارند
vt. چیزی را با استفاده از اجاق پختن

عبارات و ترکیب‌ها

gas stove

اجاق گاز

electric stove

اجاق برقی

hot blast stove

اجاق انفجار گرم

cooking stove

اجاق گاز

kitchen stove

اجاق گاز

coal stove

اجاق گاز زغس

جملات نمونه

The stove is fixed.

اجاق گاز تعمیر شده است.

the stove is a bitch to fix.

تعویض اجاق کار بسیار دشواری است.

The stove is burning brightly.

اجاق گاز به شدت می‌سوزد.

a movable stove; a movable rock.

اجاق گاز قابل حمل؛ سنگ قابل حمل.

a stove that sends forth great warmth.

یک اجاق گاز که گرمای زیادی ساطع می کند.

It's expensive to leave the electric stove on all day.

تركاندن اجاق گاز برقی روشن در طول روز گران است.

She threw more wood into the stove and soon the fire was roaring.

او چوب بیشتری به داخل اجاق گاز انداخت و به زودی آتش شعله‌ور شد.

coal stoves mean a lot of smoke.

اجاق گازهای زغاری به معنای دود زیاد است.

the stove consumed a prodigious amount of fuel.

اجاق گاز مقدار قابل توجهی سوخت مصرف کرد.

huge stoves held great rotund cauldrons.

اجاق گازهای بزرگ، دیگ‌های بزرگ و گرد را در خود داشتند.

Connect the gas stove with the gas pipe.

اجاق گاز را به لوله گاز متصل کنید.

a toy truck; a toy stove; a toy chest.

یک کامیون اسباب‌بازی؛ یک اجاق گاز اسباب‌بازی؛ یک صندوقچه اسباب‌بازی.

The smoke from the stove almost choked me.

دود حاصل از اجاق گاز تقریباً من را خفه کرد.

left the onions on the stove and burned them;

پیازها را روی اجاق گاز گذاشت و آنها را سوخت.

The stove chimney discharged dark smoke.

دودکش اجاق گاز دود تیره را تخلیه کرد.

My mother has a gas stove for cooking.

مادرم یک اجاق گاز برای پخت و پز دارد.

kept the child away from the hot stove; kept the crowd back with barriers.

بچه را از اجاق گاز داغ دور نگه داشت؛ جمعیت را با موانع عقب نگه داشت.

Turn off that stove—you're smoking the place out!

همان اجاق گاز را خاموش کن - داری دود می کنی!

نمونه‌های واقعی

The landlord put a new stove in my room.

مالک یک اجاق گاز جدید در اتاق من گذاشت.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

Even managed to find a specially made stove.

حتی توانست یک اجاق گاز سفارشی پیدا کند.

منبع: A man named Ove decides to die.

From there, we were able to create methane stoves.

از آنجا، ما توانستیم اجاق گاز متان تولید کنیم.

منبع: CRI Online February 2019 Collection

He invented a device for automatically lighting a gas stove.

او دستگاهی برای روشن کردن خودکار اجاق گاز اختراع کرد.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

The office kitchen has a stove. So I can boil water.

آشپزخانه دفتر دارای اجاق گاز است. بنابراین می توانم آب بجوشانم.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

It replaces her oven, microwave and stove.

این جایگزین فر، مایکروویو و اجاق گاز او می شود.

منبع: 6 Minute English

Well, did I leave the stove on? - You haven't cooked since 1996.

خب، آیا اجاق گاز را روشن گذاشتم؟ - از سال 1996 آشپزی نکرده ای.

منبع: Friends Season 9

Did you remember to turn off the gas stove before we left the house?

آیا به یاد داشتید قبل از ترک خانه گاز اجاق گاز را خاموش کنید؟

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Do not open the lid of the stove.

درپوش اجاق گاز را باز نکنید.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

I know. He can use the stove and the oven now.

می دانم. او اکنون می تواند از اجاق گاز و فر استفاده کند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید