strides

[ایالات متحده]/straɪdz/
[بریتانیا]/straɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گام‌های بزرگ؛ پیشرفت؛ شلوار (غیررسمی استرالیایی)
v. با گام‌های بلند راه رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

make strides

گام‌های استوار برداشتن

take strides

گام‌های استوار برداشتن

big strides

گام‌های بزرگ

significant strides

گام‌های مهم

steady strides

گام‌های پیوسته

rapid strides

گام‌های سریع

improve strides

بهبود گام‌ها

make great strides

گام‌های بزرگی برداشتن

show strides

نشان دادن گام‌ها

achieve strides

رسیدن به گام‌ها

جملات نمونه

she made significant strides in her career this year.

او امسال پیشرفت‌های چشمگیری در حرفه خود داشته است.

the company has taken great strides towards sustainability.

شرکت گام‌های بزرگی در جهت پایداری برداشته است.

he has made strides in improving his health.

او در بهبود سلامتی خود پیشرفت‌هایی داشته است.

they are making strides in technology innovation.

آنها در نوآوری فناوری پیشرفت می‌کنند.

the team is taking strides to enhance their performance.

تیم در حال تلاش برای بهبود عملکرد خود است.

she is taking strides to improve her public speaking skills.

او در حال تلاش برای بهبود مهارت‌های سخنرانی عمومی خود است.

we have made strides in reducing our carbon footprint.

ما در کاهش ردپای کربنی خود پیشرفت‌هایی داشته‌ایم.

his research has made strides in understanding climate change.

تحقیقات او در درک تغییرات آب و هوایی پیشرفت‌هایی داشته است.

the organization is making strides in community outreach.

سازمان در حال تلاش برای گسترش ارتباط با جامعه است.

they are taking strides to promote diversity in the workplace.

آنها در حال تلاش برای ترویج تنوع در محیط کار هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید