make strides
گامهای استوار برداشتن
take strides
گامهای استوار برداشتن
big strides
گامهای بزرگ
significant strides
گامهای مهم
steady strides
گامهای پیوسته
rapid strides
گامهای سریع
improve strides
بهبود گامها
make great strides
گامهای بزرگی برداشتن
show strides
نشان دادن گامها
achieve strides
رسیدن به گامها
she made significant strides in her career this year.
او امسال پیشرفتهای چشمگیری در حرفه خود داشته است.
the company has taken great strides towards sustainability.
شرکت گامهای بزرگی در جهت پایداری برداشته است.
he has made strides in improving his health.
او در بهبود سلامتی خود پیشرفتهایی داشته است.
they are making strides in technology innovation.
آنها در نوآوری فناوری پیشرفت میکنند.
the team is taking strides to enhance their performance.
تیم در حال تلاش برای بهبود عملکرد خود است.
she is taking strides to improve her public speaking skills.
او در حال تلاش برای بهبود مهارتهای سخنرانی عمومی خود است.
we have made strides in reducing our carbon footprint.
ما در کاهش ردپای کربنی خود پیشرفتهایی داشتهایم.
his research has made strides in understanding climate change.
تحقیقات او در درک تغییرات آب و هوایی پیشرفتهایی داشته است.
the organization is making strides in community outreach.
سازمان در حال تلاش برای گسترش ارتباط با جامعه است.
they are taking strides to promote diversity in the workplace.
آنها در حال تلاش برای ترویج تنوع در محیط کار هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید