big leaps
جهشهای بزرگ
great leaps
جهشهای بزرگ
leaps forward
جهش به جلو
leaps ahead
پیشی گرفتن
leaps and bounds
گامهای بزرگ
leaps of faith
جهشهای ایمان
leaps in logic
جهش در منطق
leaps in technology
جهش در فناوری
leaps of joy
جهش شادی
leaps of imagination
جهش در تخیل
the cat leaps gracefully onto the windowsill.
گربه به طرز ماهرانه و باوقار روی طاقچه پنجره میپرد.
he leaps at the chance to travel abroad.
او در فرصت سفر به خارج از کشور میپرد.
the athlete leaps over the hurdle with ease.
ورزشکار به راحتی از روی مانع میپرد.
she leaps into action when she sees a problem.
وقتی مشکلی میبیند، او وارد عمل میشود.
the frog leaps from one lily pad to another.
قورباغه از یک جزیره نیلوفر به جزیره نیلوفر دیگر میپرد.
with a few leaps, the dancer captivated the audience.
با چند جهش، رقصنده مخاطبان را مجذوب خود کرد.
the child leaps with joy upon receiving the gift.
بچه با خوشحالی و شادی هدیه را دریافت میکند.
he takes leaps of faith in his career.
او در شغل خود ریسکهای بزرگی را متحمل میشود.
during the game, the player leaps to score a goal.
در طول بازی، بازیکن برای گلزنی میپرد.
the rabbit leaps away quickly from the predator.
خرگوش به سرعت از شکارچی دور میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید