leaps

[ایالات متحده]/liːps/
[بریتانیا]/liːps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرش‌ها یا افزایش‌های ناگهانی
v. فرم سوم شخص مفرد از پرش؛ به پرش یا عمل ناگهانی اقدام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

big leaps

جهش‌های بزرگ

great leaps

جهش‌های بزرگ

leaps forward

جهش به جلو

leaps ahead

پیشی گرفتن

leaps and bounds

گام‌های بزرگ

leaps of faith

جهش‌های ایمان

leaps in logic

جهش در منطق

leaps in technology

جهش در فناوری

leaps of joy

جهش شادی

leaps of imagination

جهش در تخیل

جملات نمونه

the cat leaps gracefully onto the windowsill.

گربه به طرز ماهرانه و باوقار روی طاقچه پنجره می‌پرد.

he leaps at the chance to travel abroad.

او در فرصت سفر به خارج از کشور می‌پرد.

the athlete leaps over the hurdle with ease.

ورزشکار به راحتی از روی مانع می‌پرد.

she leaps into action when she sees a problem.

وقتی مشکلی می‌بیند، او وارد عمل می‌شود.

the frog leaps from one lily pad to another.

قورباغه از یک جزیره نیلوفر به جزیره نیلوفر دیگر می‌پرد.

with a few leaps, the dancer captivated the audience.

با چند جهش، رقصنده مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the child leaps with joy upon receiving the gift.

بچه با خوشحالی و شادی هدیه را دریافت می‌کند.

he takes leaps of faith in his career.

او در شغل خود ریسک‌های بزرگی را متحمل می‌شود.

during the game, the player leaps to score a goal.

در طول بازی، بازیکن برای گلزنی می‌پرد.

the rabbit leaps away quickly from the predator.

خرگوش به سرعت از شکارچی دور می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید