stringiness

[ایالات متحده]/ˈstrɪŋɪnəs/
[بریتانیا]/ˈstrɪŋɪnəs/

ترجمه

n. خاصیت رشته‌ای بودن؛ ویژگی کشیده و انعطاف‌پذیر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high stringiness

شدت بالای رشته‌ای

low stringiness

شدت پایین رشته‌ای

stringiness factor

ضریب رشته‌ای

stringiness issue

مشکل رشته‌ای

reduce stringiness

کاهش رشته‌ای

stringiness test

تست رشته‌ای

stringiness level

سطح رشته‌ای

stringiness measurement

اندازه‌گیری رشته‌ای

increased stringiness

افزایش رشته‌ای

stringiness evaluation

ارزیابی رشته‌ای

جملات نمونه

the stringiness of the noodles made them difficult to eat.

چسبندگی رشته‌ها باعث می‌شد خوردن آن‌ها دشوار باشد.

some people enjoy the stringiness of certain cheeses.

برخی افراد از چسبندگی برخی از پنیرها لذت می‌برند.

the stringiness in the sauce added a unique texture.

چسبندگی در سس بافتی منحصر به فرد به آن اضافه کرد.

stringiness can be a sign of overcooked meat.

چسبندگی می‌تواند نشانه‌ای از پخت بیش از حد گوشت باشد.

she noticed the stringiness of the fabric while sewing.

او هنگام دوختن به چسبندگی پارچه پی برد.

the stringiness of the dish was off-putting to some diners.

چسبندگی غذا برای برخی از غذاخوردن‌ها ناخوشایند بود.

stringiness in vegetables can indicate they are not fresh.

چسبندگی در سبزیجات می‌تواند نشان دهد که آن‌ها تازه نیستند.

the chef explained how to reduce stringiness in the pasta.

سرآشپز توضیح داد که چگونه می‌توان چسبندگی در پاستا را کاهش داد.

stringiness is often a characteristic of high-gluten flour.

چسبندگی اغلب یک ویژگی آرد با گلوتن بالا است.

to avoid stringiness, cook the meat at a lower temperature.

برای جلوگیری از چسبندگی، گوشت را در دمای پایین‌تر بپزید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید