stripling

[ایالات متحده]/'strɪplɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstrɪplɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوان، نوجوان، نوجوانی
Word Forms

جملات نمونه

As a stripling, he was full of energy and enthusiasm.

در دوران نوجوانی، او پر از انرژی و اشتیاق بود.

The stripling showed great potential in his chosen field of study.

آن جوان استعداد زیادی را در زمینه تحصیلی مورد علاقه خود نشان داد.

She remembered her stripling days when she was carefree and adventurous.

او دوران نوجوانی خود را به یاد آورد، زمانی که بی‌خیال و ماجراجو بود.

The stripling was eager to prove himself in the upcoming competition.

آن جوان مشتاق بود تا در مسابقه آینده خود را ثابت کند.

Despite being a stripling, he had a mature outlook on life.

با وجود اینکه جوان بود، دیدگاه پخته‌ای نسبت به زندگی داشت.

The stripling's boldness impressed everyone around him.

جسارت آن جوان همه اطرافیان را تحت تاثیر قرار داد.

He was a stripling when he first discovered his passion for painting.

او در زمانی که برای اولین بار علاقه خود به نقاشی را کشف کرد، جوان بود.

The stripling's innocence and curiosity were endearing.

معصومیت و کنجکاوی آن جوان دوست داشتنی بود.

She watched the stripling with a mixture of amusement and fondness.

او با ترکیبی از سرگرمی و علاقه، به آن جوان نگاه کرد.

The stripling's determination to succeed was unwavering.

عزم آن جوان برای موفقیت سست نشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید