stromas

[ایالات متحده]/ˈstrəʊmə/
[بریتانیا]/ˈstroʊmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بافت حمایتی یک عضو؛ ماتریس مایع کلروپلاست‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

stroma matrix

ماترای استروما

stroma cells

سلول‌های استروما

stroma tissue

بافت استروما

stroma development

توسعه استروما

stroma function

عملکرد استروما

stroma response

پاسخ استروما

stroma structure

ساختار استروما

stroma region

منطقه استروما

stroma interaction

تعامل استروما

stroma analysis

تجزیه و تحلیل استروما

جملات نمونه

the stroma of the chloroplast is where the calvin cycle occurs.

سترومار کلروپلاست مکانی است که چرخه کالوین در آن رخ می‌دهد.

the stroma provides structural support to the tissue.

ستروم از نظر ساختاری از بافت حمایت می‌کند.

researchers studied the stroma to understand its role in cancer.

محققان استروما را برای درک نقش آن در سرطان مطالعه کردند.

the stroma contains various cell types that contribute to its function.

استروما حاوی انواع سلول‌هایی است که به عملکرد آن کمک می‌کنند.

in plants, the stroma is essential for photosynthesis.

در گیاهان، استروما برای فتوسنتز ضروری است.

the stroma can influence the behavior of surrounding cells.

استروما می‌تواند بر رفتار سلول‌های اطراف تأثیر بگذارد.

changes in the stroma can lead to tissue dysfunction.

تغییرات در استروما می‌تواند منجر به اختلال عملکرد بافت شود.

the stroma is involved in the immune response of the body.

استروما در پاسخ ایمنی بدن نقش دارد.

understanding the stroma is crucial for developing new therapies.

درک استروما برای توسعه درمان‌های جدید بسیار مهم است.

the stroma of the eye helps maintain its shape.

استروما چشم به حفظ شکل آن کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید