struma

[ایالات متحده]/ˈstruːmə/
[بریتانیا]/ˈstruːmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بزرگ شدن تیروئید یا گواتر؛ بیماری غددی؛ تومور غده تیروئید

عبارات و ترکیب‌ها

struma diagnosis

تشخیص استروما

struma symptoms

علائم استروما

struma treatment

درمان استروما

struma enlargement

بزرگ شدن استروما

struma surgery

جراحی استروما

struma causes

علت های استروما

struma evaluation

ارزیابی استروما

struma risk

خطر استروما

struma management

مدیریت استروما

struma follow-up

پیگیری استروما

جملات نمونه

she was diagnosed with struma last year.

او سال گذشته به اسم گرا مبتلا شد.

struma can cause swelling in the neck.

گرا می‌تواند باعث تورم در گردن شود.

doctors often recommend surgery for severe struma cases.

پزشکان اغلب جراحی را برای موارد شدید گرا توصیه می‌کنند.

she experienced symptoms of struma, including difficulty swallowing.

او دچار علائم گرا شد، از جمله مشکل در بلع.

struma is often associated with thyroid dysfunction.

گرا اغلب با اختلال عملکرد تیروئید مرتبط است.

regular check-ups can help detect struma early.

معاینات منظم می‌تواند به تشخیص زودهنگام گرا کمک کند.

she read about the causes of struma in a medical journal.

او در مورد علل گرا در یک مجله پزشکی خواند.

her family history includes cases of struma.

سابقه خانوادگی او شامل موارد گرا است.

struma can lead to hormonal imbalances in the body.

گرا می‌تواند منجر به عدم تعادل هورمونی در بدن شود.

understanding struma is important for thyroid health.

درک گرا برای سلامت تیروئید مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید