strumpets

[ایالات متحده]/ˈstrʌmpɪts/
[بریتانیا]/ˈstrʌmpɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فاحشه‌ها؛ زنانی که در فعالیت‌های جنسی برای پول شرکت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

strumpets and rogues

زن‌های هرزه و متملقان

strumpets of society

زن‌های هرزه جامعه

strumpets in disguise

زن‌های هرزه در لباس مبدل

strumpets at play

زن‌های هرزه در حال بازی

strumpets and thieves

زن‌های هرزه و دزدان

strumpets for hire

زن‌های هرزه برای استخدام

strumpets of fortune

زن‌های هرزه خوش‌شانس

strumpets on stage

زن‌های هرزه روی صحنه

strumpets in history

زن‌های هرزه در تاریخ

جملات نمونه

she called them strumpets in a fit of anger.

او در یک لحظه عصبانیت آن‌ها را زن بی‌حرمتی خطاب کرد.

he warned his son about the dangers of strumpets.

او پسرش را در مورد خطرات زن بی‌حرمتی آگاه کرد.

the novel depicted strumpets living in the shadows of society.

در رمان، زن‌های بی‌حرمتی نشان داده شده‌اند که در حاشیه جامعه زندگی می‌کنند.

many strumpets were often misunderstood in that era.

بسیاری از زن‌های بی‌حرمتی اغلب در آن دوران درک نمی‌شدند.

he was criticized for associating with strumpets.

او به خاطر ارتباط با زن‌های بی‌حرمتی مورد انتقاد قرار گرفت.

strumpets were often seen as outcasts in their communities.

زن‌های بی‌حرمتی اغلب به عنوان دورافتاده در جوامع خود دیده می‌شدند.

the play featured a character who was a strumpet.

نمایش دارای شخصیتی بود که زن بی‌حرمتی بود.

strumpets have been a part of literature for centuries.

زن‌های بی‌حرمتی برای قرن‌ها بخشی از ادبیات بوده‌اند.

he wrote a poem about the strumpets of the night.

او شعر درباره زن‌های بی‌حرمتی شب نوشت.

in the story, strumpets played a crucial role in the plot.

در داستان، زن‌های بی‌حرمتی نقش مهمی در طرح داستان داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید