stubbier

[ایالات متحده]/ˈstʌbiə/
[بریتانیا]/ˈstʌbiər/

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای از stubby

عبارات و ترکیب‌ها

stubbier legs

پاهای کوتاهتر

stubbier fingers

انگشتان کوتاهتر

stubbier beard

ریش کوتاهتر

stubbier tail

دم کوتاهتر

stubbier nose

بینی کوتاهتر

stubbier arms

بازوهای کوتاهتر

stubbier body

بدن کوتاهتر

stubbier toes

نوک انگشتان پا کوتاهتر

stubbier stature

قد کوتاهتر

stubbier profile

پروفایل کوتاهتر

جملات نمونه

his dog is stubbier than the other breeds.

سگ او از نژادهای دیگر کوتاه تره.

she prefers stubbier pencils for drawing.

او ترجیح می دهد مدادهای کوتاهتر برای طراحی استفاده کند.

stubbier legs can make a person look more sturdy.

پاهای کوتاهتر می توانند باعث شوند شخص قوی تر به نظر برسد.

the stubbier branches of the tree are easier to climb.

شاخه های کوتاه تر درخت به راحتی قابل صعود هستند.

he is known for his stubbier build compared to his friends.

او به خاطر اندام کوتاه ترش در مقایسه با دوستانش شناخته شده است.

stubbier fingers can sometimes be more dexterous.

انگشتان کوتاهتر گاهی اوقات می توانند چابک تر باشند.

she likes her flowers to be stubbier and fuller.

او دوست دارد گل هایش کوتاهتر و پرپشت تر باشند.

stubbier shapes are often more stable in design.

شکل های کوتاهتر اغلب در طراحی پایدارتر هستند.

he found the stubbier version of the toy to be more appealing.

او نسخه کوتاهتر اسباب بازی را جذاب تر یافت.

stubbier plants are better suited for small gardens.

گیاهان کوتاهتر برای باغ های کوچک مناسب تر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید