chunkier

[ایالات متحده]/ˈtʃʌŋkiə/
[بریتانیا]/ˈtʃʌŋkiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مقایسه‌ای از chunky; کوتاه و ضخیم در بدن; داشتن کیفیت ضخیم یا بزرگ; در قطعات کوچک یا تکه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

chunkier style

سبک حجیم‌تر

chunkier texture

بافت حجیم‌تر

chunkier pieces

قطعات حجیم‌تر

chunkier design

طراحی حجیم‌تر

chunkier look

ظاهر حجیم‌تر

chunkier format

فرمت حجیم‌تر

chunkier flavor

طعم حجیم‌تر

chunkier options

گزینه‌های حجیم‌تر

chunkier cuts

برش‌های حجیم‌تر

chunkier shapes

شکل‌های حجیم‌تر

جملات نمونه

the new sweater is chunkier than the last one i bought.

سوییشرت جدید از آخرین چیزی که خریدم ضخیم تر است.

he prefers chunkier shoes for better support.

او کفش های ضخیم تر را برای پشتیبانی بهتر ترجیح می دهد.

chunkier furniture can make a room feel cozier.

مبلمان ضخیم تر می تواند باعث شود اتاق دنج تر به نظر برسد.

she likes her salads chunkier with large pieces of vegetables.

او سالادهای خود را با تکه های بزرگ سبزیجات ضخیم تر دوست دارد.

chunkier phones often have better battery life.

تلفن های ضخیم تر اغلب عمر باتری بهتری دارند.

the recipe calls for chunkier pieces of chicken.

دستور غذا نیاز به تکه های ضخیم تر مرغ دارد.

he enjoys chunkier graphics in video games.

او از گرافیک های ضخیم تر در بازی های ویدیویی لذت می برد.

chunkier hairstyles are trending this season.

مد روز این فصل مدل موهای ضخیم تر است.

she prefers chunkier jewelry that makes a statement.

او جواهرات ضخیم تر را ترجیح می دهد که یک بیانیه ایجاد کند.

chunkier books often have more illustrations.

کتاب های ضخیم تر اغلب تصاویر بیشتری دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید