stylolite

[ایالات متحده]/ˈstaɪləlaɪt/
[بریتانیا]/ˈstaɪləlaɪt/

ترجمه

n. نوعی سطح سنگ که با الگوهای درهم قفل شده مشخص می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

stylolite formation

تشکیل استایلو‌لیت

stylolite feature

ویژگی استایلو‌لیت

stylolite interface

سطح تماس استایلو‌لیت

stylolite development

توسعه استایلو‌لیت

stylolite texture

بافت استایلو‌لیت

stylolite surface

سطح استایلو‌لیت

stylolite analysis

تجزیه و تحلیل استایلو‌لیت

stylolite characteristics

ویژگی‌های استایلو‌لیت

stylolite pattern

الگوهای استایلو‌لیت

stylolite occurrence

وقوع استایلو‌لیت

جملات نمونه

the rock formations are characterized by stylolites.

تشکیل‌های سنگی با استایلولیت‌ها مشخص می‌شوند.

stylolites can indicate the pressure history of a rock.

استایلولیت‌ها می‌توانند نشان‌دهنده تاریخچه فشار یک سنگ باشند.

geologists study stylolites to understand sedimentary processes.

زمین‌شناسان استایلولیت‌ها را برای درک فرآیندهای رسوبی مطالعه می‌کنند.

stylolites often form in limestone and dolomite.

استایلولیت‌ها اغلب در سنگ‌های آهکی و دولومیتی تشکیل می‌شوند.

researchers found stylolites in the ancient rock layers.

محققان استایلولیت‌ها را در لایه‌های سنگی باستانی یافتند.

the presence of stylolites suggests fluid movement in the rock.

حضور استایلولیت‌ها نشان‌دهنده حرکت سیال در سنگ است.

stylolites can affect the porosity of the rock.

استایلولیت‌ها می‌توانند بر تخلخل سنگ تأثیر بگذارند.

they observed stylolites under a microscope for detailed analysis.

آنها استایلولیت‌ها را در زیر میکروسکوپ برای تجزیه و تحلیل دقیق مشاهده کردند.

stylolites are often associated with tectonic activity.

استایلولیت‌ها اغلب با فعالیت‌های تکتونیکی مرتبط هستند.

the study of stylolites provides insights into geological history.

مطالعه استایلولیت‌ها بینش‌هایی در مورد تاریخ زمین‌شناسی ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید