styptic

[ایالات متحده]/ˈstɪptɪk/
[بریتانیا]/ˈstɪptɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای خواص بندآورنده خون; برای متوقف کردن خونریزی استفاده می‌شود
n. ماده‌ای که به متوقف کردن خونریزی کمک می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

styptic powder

پودر بندآور

styptic pencil

مداد بندآور

styptic solution

محلول بندآور

styptic agent

عامل بندآور

styptic pad

بالش بندآور

styptic cream

کرم بندآور

styptic gel

ژل بندآور

styptic swab

پنبه بندآور

styptic bandage

پانسمان بندآور

styptic liquid

مایع بندآور

جملات نمونه

the styptic powder helped stop the bleeding quickly.

پودر بندآور خونریزی به سرعت از توقف خونریزی کمک کرد.

she applied a styptic solution to the cut on her finger.

او یک محلول بندآور خونریزی به برش روی انگشتش زد.

styptic agents are essential in first aid kits.

عوامل بندآور خونریزی در جعبه کمک‌های اولیه ضروری هستند.

the vet used a styptic to treat the dog's wound.

دامپزشک از یک عامل بندآور خونریزی برای درمان زخم سگ استفاده کرد.

after shaving, i always use a styptic pencil.

بعد از اصلاح، من همیشه از یک مداد بندآور خونریزی استفاده می‌کنم.

he carried a styptic in his backpack for emergencies.

او یک عامل بندآور خونریزی را برای شرایط اضطراری در کوله‌پشتی خود حمل می‌کرد.

the styptic gel was effective for minor cuts.

ژل بندآور خونریزی برای بریدگی‌های جزئی موثر بود.

applying a styptic can prevent excessive blood loss.

استفاده از یک عامل بندآور خونریزی می‌تواند از از دست دادن خون بیش از حد جلوگیری کند.

many hikers carry styptic powder for safety.

بسیاری از کوهنوردان برای ایمنی پودر بندآور خونریزی حمل می‌کنند.

he learned to use styptic powder during his training.

او در طول آموزش خود یاد گرفت که چگونه از پودر بندآور خونریزی استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید