hemostatic

[ایالات متحده]/ˌhiːməʊˈstætɪk/
[بریتانیا]/ˌhiːməˈstætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به توقف خونریزی
n. ماده‌ای که خونریزی را متوقف می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

hemostatic agent

داروی ضد خونریزی

hemostatic solution

راه حل ایستادگی خون

hemostatic powder

پودر ایستادگی خون

hemostatic dressing

پانسمان ایستادگی خون

hemostatic response

پاسخ ایستادگی خون

hemostatic control

کنترل ایستادگی خون

hemostatic clip

گیره ایستادگی خون

hemostatic mechanism

مکانیسم ایستادگی خون

hemostatic effect

اثر ایستادگی خون

hemostatic therapy

درمان ایستادگی خون

جملات نمونه

the hemostatic properties of this drug are remarkable.

ویژگی‌های ضدخونریزی این دارو قابل توجه هستند.

we need a hemostatic agent for the surgical procedure.

ما به یک عامل ضدخونریزی برای روش جراحی نیاز داریم.

the hemostatic effect was observed within minutes.

اثر ضدخونریزی در عرض چند دقیقه مشاهده شد.

he applied a hemostatic dressing to the wound.

او یک پانسمان ضدخونریزی به زخم زد.

hemostatic measures are critical in trauma care.

اقدامات ضدخونریزی در مراقبت‌های اورژانس بسیار مهم هستند.

they developed a new hemostatic powder for emergency use.

آنها یک پودر ضدخونریزی جدید برای استفاده در شرایط اضطراری توسعه دادند.

hemostatic agents can save lives in critical situations.

عوامل ضدخونریزی می‌توانند در شرایط بحرانی جان انسان‌ها را نجات دهند.

the hemostatic response is essential for wound healing.

پاسخ ضدخونریزی برای ترمیم زخم ضروری است.

understanding hemostatic mechanisms is important for medical professionals.

درک مکانیسم‌های ضدخونریزی برای متخصصان پزشکی مهم است.

he learned about hemostatic techniques in his training.

او در طول آموزش خود در مورد تکنیک‌های ضدخونریزی یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید