subcommand

[ایالات متحده]/ˈsʌbkəˌmɑːnd/
[بریتانیا]/ˈsʌbkəˌmænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستوری که زیردست یا بخشی از دستور دیگری است.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

invalid subcommand

فرمان فرعی نامعتبر

execute subcommand

اجرای فرمان فرعی

specify subcommand

تعیین فرمان فرعی

valid subcommand

فرمان فرعی معتبر

recognized subcommand

فرمان فرعی شناسایی شده

unknown subcommand

فرمان فرعی ناشناخته

subcommand not found

فرمان فرعی یافت نشد

parse subcommand

پردازش فرمان فرعی

list subcommands

فهرست فرمان‌های فرعی

missing subcommand

فرمان فرعی گم شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید