subdural hematoma
هماتومای زیرجمجمهای
subdural space
فضای زیرانداز
subdural empyema
امپیم زیرانداز
subdural fluid
مایع زیرانداز
subdural abscess
آبسه زیرانداز
subdural monitoring
نظارت زیرانداز
subdural pressure
فشار زیرانداز
subdural infection
عفونت زیرانداز
subdural drainage
دفع مایعات زیرانداز
subdural surgery
جراحی زیرانداز
the patient was diagnosed with a subdural hematoma.
بیمار به همراه یک هماتوم زیرجمجمهای تشخیص داده شد.
subdural infections can lead to serious complications.
عفونتهای زیرجمجمهای میتوانند منجر به عوارض جدی شوند.
he suffered a subdural bleed after the accident.
او پس از حادثه دچار خونریزی زیرجمجمهای شد.
doctors monitored the subdural fluid levels closely.
پزشکان به دقت سطح مایع زیرجمجمهای را کنترل میکردند.
subdural empyema is a rare but serious condition.
آمپیم زیرجمجمهای یک بیماری نادر اما جدی است.
they performed surgery to remove the subdural mass.
آنها برای برداشتن توده زیرجمجمهای جراحی انجام دادند.
subdural hematomas often require immediate treatment.
هماتومهای زیرجمجمهای اغلب به درمان فوری نیاز دارند.
she experienced symptoms related to subdural pressure.
او علائمی مرتبط با فشار زیرجمجمهای را تجربه کرد.
subdural monitoring can help assess brain function.
نظارت زیرجمجمهای میتواند به ارزیابی عملکرد مغز کمک کند.
they discussed the risks of subdural procedures.
آنها خطرات روشهای زیرجمجمهای را مورد بحث قرار دادند.
subdural hematoma
هماتومای زیرجمجمهای
subdural space
فضای زیرانداز
subdural empyema
امپیم زیرانداز
subdural fluid
مایع زیرانداز
subdural abscess
آبسه زیرانداز
subdural monitoring
نظارت زیرانداز
subdural pressure
فشار زیرانداز
subdural infection
عفونت زیرانداز
subdural drainage
دفع مایعات زیرانداز
subdural surgery
جراحی زیرانداز
the patient was diagnosed with a subdural hematoma.
بیمار به همراه یک هماتوم زیرجمجمهای تشخیص داده شد.
subdural infections can lead to serious complications.
عفونتهای زیرجمجمهای میتوانند منجر به عوارض جدی شوند.
he suffered a subdural bleed after the accident.
او پس از حادثه دچار خونریزی زیرجمجمهای شد.
doctors monitored the subdural fluid levels closely.
پزشکان به دقت سطح مایع زیرجمجمهای را کنترل میکردند.
subdural empyema is a rare but serious condition.
آمپیم زیرجمجمهای یک بیماری نادر اما جدی است.
they performed surgery to remove the subdural mass.
آنها برای برداشتن توده زیرجمجمهای جراحی انجام دادند.
subdural hematomas often require immediate treatment.
هماتومهای زیرجمجمهای اغلب به درمان فوری نیاز دارند.
she experienced symptoms related to subdural pressure.
او علائمی مرتبط با فشار زیرجمجمهای را تجربه کرد.
subdural monitoring can help assess brain function.
نظارت زیرجمجمهای میتواند به ارزیابی عملکرد مغز کمک کند.
they discussed the risks of subdural procedures.
آنها خطرات روشهای زیرجمجمهای را مورد بحث قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید