subir

[ایالات متحده]/ˈsuːbɪə/
[بریتانیا]/ˈsuːbɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.بالا رفتن؛ صعود کردن؛ بالا آمدن؛ حمل کردن به بالا

عبارات و ترکیب‌ها

subir al tren

subir y bajar

precio en subir

جملات نمونه

i need to subir the stairs because the elevator is broken.

او مجبور بود قبل از غروب آفتاب، مسیر کوهستانی شیب‌دار را بالا برود.

please subir the volume so i can hear the song.

دما به طور قابل توجهی در طول موج گرما افزایش خواهد یافت.

the company decided to subir prices due to inflation.

او تماشا کرد که بادکنک به آرامی به آسمان صعود می‌کند.

she wants to subir mount everest next summer.

لطفاً صدای موسیقی را زیاد کنید.

he needs to subir a few kilograms to reach his goal weight.

هزینه مسکن همچنان هر سال افزایش می‌یابد.

we should subir the temperature in the room.

احساس کرد شجاعتش افزایش می‌یابد هرچه به خط پایان نزدیکتر می‌شد.

the actors are ready to subir on stage.

سرآشپز به من گفت شعله را برای سس زیاد کنم.

don't forget to subir the files to the cloud.

ما باید جعبه‌های سنگین را به طبقه سوم ببریم.

i always subir photos from my vacations.

خورشید شروع به طلوع کردن از افق کرد.

the teacher asked the students to subir to her office.

رقصندگان اسپانیایی‌تبار اجرا می‌کنند در حالی که موسیقی شدت می‌گیرد.

the team must subir their performance to win the championship.

کوهنورد مجبور بود چندین راه‌پله را بالا برود تا به برج برسد.

it's time to subir the curtain for the play.

سرمایه‌گذاران تماشا کردند که قیمت سهام به طور چشمگیری صعود می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید