bajar

[ایالات متحده]/ˈbɑːdʒər/
[بریتانیا]/ˈbɑːdʒər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به پایین رفتن، نزول کردن، یا کمتر کردن؛ دانلود کردن داده از یک شبکه

عبارات و ترکیب‌ها

bajar de

Persian_translation

bajar el volumen

Persian_translation

bajar la música

Persian_translation

bajar archivos

Persian_translation

جملات نمونه

please lower the volume of the music; it's too loud.

لطفاً صدای موسیقی را کم کنید؛ خیلی بلند است.

the temperature will drop significantly tonight.

دمای هوا امشب به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت.

we need to get off the train at the next station.

ما باید در ایستگاه بعدی از قطار پیاده شویم.

he decided to give up after many failed attempts.

او تصمیم گرفت پس از تلاش‌های ناموفق متعددی دست بکشد.

the store has lowered all product prices for the sale.

فروشگاه قیمت تمام محصولات را برای فروش کاهش داده است.

she lowered her gaze when he looked at her.

وقتی به او نگاه کرد، سرش را پایین انداخت.

please turn down the blinds; the sun is too bright.

لطفاً کرکه‌ها را پایین بکشید؛ خورشید خیلی تند است.

he has lost fifteen pounds since january.

او از ژانویه پانزده پوند وزن کم کرده است.

they lowered the flag at sunset as a sign of respect.

آنها در هنگام غروب آفتاب به عنوان نشانه احترام پرچم را پایین آوردند.

please speak more quietly in the library.

لطفاً در کتابخانه با صدای آرام‌تر صحبت کنید.

we should get off the bus at the city center.

ما باید در مرکز شهر از اتوبوس پیاده شویم.

the actor lowered the curtain after the final scene.

بازیگر پس از صحنه پایانی پرده را پایین آورد.

you must lower your expectations for this project.

شما باید انتظارات خود را برای این پروژه کاهش دهید.

the plane began to descend through the thick clouds.

هواپیما شروع به فرود از میان ابرها کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید