social subjections
تحتفروشیهای اجتماعی
political subjections
تحتفروشیهای سیاسی
economic subjections
تحتفروشیهای اقتصادی
cultural subjections
تحتفروشیهای فرهنگی
historical subjections
تحتفروشیهای تاریخی
psychological subjections
تحتفروشیهای روانشناختی
systemic subjections
تحتفروشیهای سیستمی
gender subjections
تحتفروشیهای جنسیتی
institutional subjections
تحتفروشیهای سازمانی
moral subjections
تحتفروشیهای اخلاقی
his subjections to authority were often questioned.
وابستگی او به اقتدار اغلب مورد سوال قرار می گرفت.
she faced many subjections in her career.
او با چالش های زیادی در حرفه خود روبرو شد.
subjections can lead to a loss of personal freedom.
وابستگی می تواند منجر به از دست دادن آزادی شخصی شود.
his subjections to societal norms were evident.
وابستگی او به هنجارهای اجتماعی آشکار بود.
overcoming subjections is a key part of personal growth.
غلبه بر وابستگی بخشی کلیدی از رشد شخصی است.
subjections can affect mental health negatively.
وابستگی می تواند به طور منفی بر سلامت روان تأثیر بگذارد.
they discussed the subjections faced by marginalized groups.
آنها درباره وابستگی هایی که گروه های حاشیه ای با آن روبرو هستند بحث کردند.
her subjections to peer pressure were overwhelming.
وابستگی او به فشار همسالان طاقت فرسا بود.
subjections in relationships can lead to resentment.
وابستگی در روابط می تواند منجر به نارضایتی شود.
understanding the nature of subjections is crucial for change.
درک ماهیت وابستگی برای ایجاد تغییر بسیار مهم است.
social subjections
تحتفروشیهای اجتماعی
political subjections
تحتفروشیهای سیاسی
economic subjections
تحتفروشیهای اقتصادی
cultural subjections
تحتفروشیهای فرهنگی
historical subjections
تحتفروشیهای تاریخی
psychological subjections
تحتفروشیهای روانشناختی
systemic subjections
تحتفروشیهای سیستمی
gender subjections
تحتفروشیهای جنسیتی
institutional subjections
تحتفروشیهای سازمانی
moral subjections
تحتفروشیهای اخلاقی
his subjections to authority were often questioned.
وابستگی او به اقتدار اغلب مورد سوال قرار می گرفت.
she faced many subjections in her career.
او با چالش های زیادی در حرفه خود روبرو شد.
subjections can lead to a loss of personal freedom.
وابستگی می تواند منجر به از دست دادن آزادی شخصی شود.
his subjections to societal norms were evident.
وابستگی او به هنجارهای اجتماعی آشکار بود.
overcoming subjections is a key part of personal growth.
غلبه بر وابستگی بخشی کلیدی از رشد شخصی است.
subjections can affect mental health negatively.
وابستگی می تواند به طور منفی بر سلامت روان تأثیر بگذارد.
they discussed the subjections faced by marginalized groups.
آنها درباره وابستگی هایی که گروه های حاشیه ای با آن روبرو هستند بحث کردند.
her subjections to peer pressure were overwhelming.
وابستگی او به فشار همسالان طاقت فرسا بود.
subjections in relationships can lead to resentment.
وابستگی در روابط می تواند منجر به نارضایتی شود.
understanding the nature of subjections is crucial for change.
درک ماهیت وابستگی برای ایجاد تغییر بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید