subjections

[ایالات متحده]/səbˈdʒɛkʃənz/
[بریتانیا]/səbˈdʒɛkʃənz/

ترجمه

n. وضعیت تحت کنترل یا اقتدار بودن؛ عمل فتح یا تسلط یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

social subjections

تحت‌فروشی‌های اجتماعی

political subjections

تحت‌فروشی‌های سیاسی

economic subjections

تحت‌فروشی‌های اقتصادی

cultural subjections

تحت‌فروشی‌های فرهنگی

historical subjections

تحت‌فروشی‌های تاریخی

psychological subjections

تحت‌فروشی‌های روان‌شناختی

systemic subjections

تحت‌فروشی‌های سیستمی

gender subjections

تحت‌فروشی‌های جنسیتی

institutional subjections

تحت‌فروشی‌های سازمانی

moral subjections

تحت‌فروشی‌های اخلاقی

جملات نمونه

his subjections to authority were often questioned.

وابستگی او به اقتدار اغلب مورد سوال قرار می گرفت.

she faced many subjections in her career.

او با چالش های زیادی در حرفه خود روبرو شد.

subjections can lead to a loss of personal freedom.

وابستگی می تواند منجر به از دست دادن آزادی شخصی شود.

his subjections to societal norms were evident.

وابستگی او به هنجارهای اجتماعی آشکار بود.

overcoming subjections is a key part of personal growth.

غلبه بر وابستگی بخشی کلیدی از رشد شخصی است.

subjections can affect mental health negatively.

وابستگی می تواند به طور منفی بر سلامت روان تأثیر بگذارد.

they discussed the subjections faced by marginalized groups.

آنها درباره وابستگی هایی که گروه های حاشیه ای با آن روبرو هستند بحث کردند.

her subjections to peer pressure were overwhelming.

وابستگی او به فشار همسالان طاقت فرسا بود.

subjections in relationships can lead to resentment.

وابستگی در روابط می تواند منجر به نارضایتی شود.

understanding the nature of subjections is crucial for change.

درک ماهیت وابستگی برای ایجاد تغییر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید