submachinegun

[ایالات متحده]/ˌsʌbməˈʃiːnɡʌn/
[بریتانیا]/ˌsʌbməˈʃinˌɡʌn/

ترجمه

n. یک اسلحه سبک، خودکار یا نیمه خودکار طراحی شده برای شلیک سریع
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

submachinegun fire

گزارش مسلسل

submachinegun magazine

مخزن مسلسل

submachinegun rounds

گلوله مسلسل

submachinegun operator

اپراتور مسلسل

submachinegun training

آموزش مسلسل

submachinegun tactics

تاکتیک مسلسل

submachinegun combat

درگیری با مسلسل

submachinegun safety

ایمنی مسلسل

submachinegun design

طراحی مسلسل

submachinegun model

مدل مسلسل

جملات نمونه

the soldier was trained to use a submachinegun effectively.

سرباز برای استفاده موثر از مسلسل آموزش دیده بود.

he carried a submachinegun during the mission.

او در طول ماموریت یک مسلسل حمل کرد.

submachineguns are often used in close combat situations.

مسلسل‌ها اغلب در شرایط درگیری نزدیک استفاده می‌شوند.

the police officer drew his submachinegun when confronted.

افسر پلیس هنگامی که با تهدید روبرو شد، مسلسل خود را بیرون کشید.

she felt safer knowing her partner had a submachinegun.

او احساس امنیت بیشتری کرد زیرا می‌دانست شریکش مسلسل دارد.

the movie featured a dramatic scene with a submachinegun.

فیلم دارای صحنه‌ای دراماتیک با مسلسل بود.

they decided to upgrade their weapons to include submachineguns.

آنها تصمیم گرفتند سلاح‌های خود را برای شامل کردن مسلسل‌ها ارتقا دهند.

training with a submachinegun requires precision and control.

آموزش با مسلسل نیاز به دقت و کنترل دارد.

submachineguns are lightweight and easy to maneuver.

مسلسل‌ها سبک وزن و مانور دادن به آنها آسان است.

he admired the craftsmanship of the submachinegun.

او از هنر ساخت مسلسل تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید