suborners

[ایالات متحده]/səˈbɔː.nəz/
[بریتانیا]/səˈbɔrnərz/

ترجمه

n. کسی که شخصی را به ارتکاب یک عمل غیرقانونی تحریک یا متقاعد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

suborners at work

همدست‌ها در حال کار

suborners in action

همدست‌ها در عمل

suborners of justice

همدست‌های عدالت

suborners exposed

همدست‌های افشا شده

suborners revealed

همدست‌های آشکار شده

suborners' tactics

تاکتیک‌های همدست‌ها

suborners behind

همدست‌ها پشت

suborners' network

شبکه همدست‌ها

suborners in disguise

همدست‌ها در پوشش

suborners' influence

نفوذ همدست‌ها

جملات نمونه

the suborners of the scheme were never caught.

افراد تباهکار طرح هرگز دستگیر نشدند.

suborners often manipulate others to achieve their goals.

افراد تباهکار اغلب دیگران را دستکاری می‌کنند تا به اهداف خود برسند.

the investigation revealed the identity of the suborners.

تحقیقات هویت افراد تباهکار را نشان داد.

she was accused of being one of the suborners in the scandal.

اتهام داشتند که او یکی از افراد تباهکار در رسوایی است.

it is important to identify the suborners behind the scenes.

شناسایی افراد تباهکار پشت صحنه مهم است.

suborners can create chaos if not stopped in time.

افراد تباهکار می‌توانند هرج و مرج ایجاد کنند اگر به موقع متوقف نشوند.

the suborners used deceitful tactics to influence the outcome.

افراد تباهکار از تاکتیک‌های فریبکارانه برای تأثیرگذاری بر نتیجه استفاده کردند.

many suborners operate in the shadows, unseen by the public.

بسیاری از افراد تباهکار در سایه‌ها فعالیت می‌کنند، دور از چشم عموم.

suborners often target vulnerable individuals for manipulation.

افراد تباهکار اغلب افراد آسیب‌پذیر را برای دستکاری هدف قرار می‌دهند.

the law must be strict against suborners to maintain order.

قانون باید در برابر افراد تباهکار سخت باشد تا نظم حفظ شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید