coercions

[ایالات متحده]/kəʊˈɜːʃn/
[بریتانیا]/koʊˈɜːrʒn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجبور کردن کسی به انجام کاری برخلاف میل خود؛ اجبار؛ تاکتیک‌های فشار بالا؛ ستم.

جملات نمونه

use coercion to force someone to do something

برای مجبور کردن کسی به انجام کاری از اجبار استفاده کنید

coercion can lead to resentment and resistance

اجبار می‌تواند منجر به نارضایتی و مقاومت شود

resist coercion and stand up for your rights

مقاومت کنید در برابر اجبار و از حقوق خود دفاع کنید

coercion is not an effective way to achieve long-term cooperation

اجبار راهی مؤثر برای دستیابی به همکاری بلندمدت نیست

coercion often results in compliance rather than genuine agreement

اجبار اغلب منجر به تبعیت به جای توافق واقعی می‌شود

avoid using coercion in negotiations to maintain trust

برای حفظ اعتماد، از استفاده از اجبار در مذاکرات خودداری کنید

the use of coercion can damage relationships and breed resentment

استفاده از اجبار می‌تواند به روابط آسیب برساند و نارضایتی ایجاد کند

coercion undermines the principle of free will and autonomy

اجبار اصل اراده آزاد و خودمختاری را تضعیف می‌کند

coercion is often used as a tool of manipulation and control

اغلب از اجبار به عنوان ابزاری برای دستکاری و کنترل استفاده می‌شود

coercion can create a toxic environment of fear and distrust

اجبار می‌تواند یک محیط سمی از ترس و بی‌اعتمادی ایجاد کند

نمونه‌های واقعی

The doubtful legitimacy of such rough coercion did not disturb the mind of Venn.

مشروعیت مشکوک چنین اجبار خشن به ذهن ون مشکلی ایجاد نکرد.

منبع: Returning Home

So there was a certain coercion that was employed by the Republicans upon those urban workers.

بنابراین، نوعی اجبار وجود داشت که توسط جمهوری‌خواهان بر روی آن کارگران شهری اعمال می‌شد.

منبع: Legend of American Business Tycoons

So are various other forms of psychological coercion.

همچنین اشکال مختلف اجبار روانشناختی وجود دارد.

منبع: The Economist (Summary)

Yet they are often assumed to need coercion.

با این حال، اغلب فرض می‌شود که به اجبار نیاز دارند.

منبع: The Economist - Arts

They're particularly concerned about the potential for abuse and coercion.

آنها به طور خاص در مورد احتمال سوء استفاده و اجبار نگران هستند.

منبع: NPR News September 2015 Collection

The Trump Administration, in its aggressive approach, is betting on coercion.

دولت ترامپ، با رویکرد تهاجمی خود، بر اجبار شرط بندی می‌کند.

منبع: Time

Redistribution is a—if you think about it, says the libertarian is a kind of coercion.

توزیع مجدد یک است - اگر به آن فکر کنید، لیبرترین می‌گوید یک نوع اجبار است.

منبع: Harvard University Open Course "Justice: What's the Right Thing to Do?"

The government said in a statement in no case is coercion or deception tolerated.

دولت در بیانیه‌ای گفت که در هیچ موردی اجبار یا فریب تحمل نمی‌شود.

منبع: NPR News September 2014 Compilation

The first principle was that human beings should not use force or coercion against other human beings.

اصل اول این بود که انسان‌ها نباید از زور یا اجبار علیه دیگر انسان‌ها استفاده کنند.

منبع: 6 Minute English

If anyone should be accused of aggression and coercion, the G7 countries deserve it more than anyone else.

اگر کسی باید به خشونت و اجبار متهم شود، کشورهای G7 بیشتر از هر کسی شایسته آن هستند.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید