subsidizing

[ایالات متحده]/ˈsʌb.sɪ.daɪ.zɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsʌb.sɪˌdaɪ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ارائه حمایت مالی به; تأمین منابع مالی برای کمک

عبارات و ترکیب‌ها

subsidizing education

یارانه‌دهی آموزش

subsidizing housing

یارانه‌دهی مسکن

subsidizing farmers

یارانه‌دهی کشاورزان

subsidizing transport

یارانه‌دهی حمل و نقل

subsidizing healthcare

یارانه‌دهی مراقبت‌های بهداشتی

subsidizing energy

یارانه‌دهی انرژی

subsidizing businesses

یارانه‌دهی کسب و کارها

subsidizing wages

یارانه‌دهی حقوق و دستمزد

subsidizing research

یارانه‌دهی تحقیقات

subsidizing technology

یارانه‌دهی فناوری

جملات نمونه

the government is subsidizing renewable energy projects.

دولت در حال یارانه دادن به پروژه‌های انرژی تجدیدپذیر است.

they are subsidizing education for low-income families.

آنها در حال یارانه دادن به آموزش برای خانواده‌های کم‌درآمد هستند.

the company is subsidizing employee transportation costs.

شرکت در حال یارانه دادن به هزینه‌های حمل و نقل کارکنان است.

subsidizing housing can help reduce homelessness.

یارانه دادن به مسکن می‌تواند به کاهش بی‌خانمانی کمک کند.

the government plans on subsidizing public transportation.

دولت قصد دارد حمل و نقل عمومی را یارانه دهد.

they are subsidizing healthcare for the elderly.

آنها در حال یارانه دادن به مراقبت‌های بهداشتی برای افراد مسن هستند.

subsidizing agriculture can boost local economies.

یارانه دادن به کشاورزی می‌تواند اقتصاد محلی را تقویت کند.

many countries are subsidizing their farmers.

بسیاری از کشورها در حال یارانه دادن به کشاورزان خود هستند.

the initiative involves subsidizing energy-efficient appliances.

این طرح شامل یارانه دادن به لوازم خانگی با راندمان انرژی است.

subsidizing child care helps working parents.

یارانه دادن به مراقبت از کودکان به والدین شاغل کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید