subsurface

[ایالات متحده]/'sʌbsɜːfɪs/
[بریتانیا]/sʌb'sɝfɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زیر سطح، زیرزمینی.

عبارات و ترکیب‌ها

subsurface water

آب زیرزمینی

subsurface exploration

بررسی زیرسطحی

subsurface imaging

تصویربرداری زیرسطحی

subsurface geological features

ویژگی‌های زمین‌شناسی زیرسطحی

subsurface drainage

آب‌رسانی زیرسطحی

subsurface structure

ساختار زیرسطحی

جملات نمونه

The karst depression belongs to the accumulative area of surface water and subdrainage area of subsurface water, the karstification is relatively week, and reservoirs are undeveloped.

گودال کارست به منطقه تجمع آب سطحی و منطقه زهکشی زیرزمینی تعلق دارد، کارستی نسبتاً ضعیف است و مخازن توسعه نیافته اند.

The results show that the surface tension in the surface microlayer is lower than that of the subsurface water and the surface tension is associated with the DOC.

نتایج نشان می‌دهد که کشش سطحی در لایه سطحی میکرو نسبت به آب زیرسطحی کمتر است و کشش سطحی با DOC مرتبط است.

In light of the hazards and uncertainties associated with subsurface waste disposal, deep well injection may create pollutional problems.

با توجه به خطرات و عدم قطعیت‌های مرتبط با دفع زباله‌های زیرسطحی، تزریق آب‌های عمیق ممکن است باعث ایجاد مشکلات آلودگی شود.

Bright ejecta rays such as these are produced as impacts excavate and eject relatively unweathered subsurface material.

اشعه های پرتابی روشن مانند اینها در اثر برخورد و حفاری و پرتاب مواد زیرزمینی نسبتاً بدون فرسایش ایجاد می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید