subthalamuss

[ایالات متحده]/ˌsʌbˈθæləməs/
[بریتانیا]/ˌsʌbˈθæləməs/

ترجمه

n. جمع subthalamus؛ قسمتی از دی‌انسفال که زیر تالاموس قرار دارد.

جملات نمونه

the subthalamus plays a crucial role in motor control.

هیپو تالاموس در کنترل حرکتی نقش حیاتی دارد.

damage to the subthalamus can cause movement disorders.

آسیب به هیپو تالاموس می‌تواند باعث اختلالات حرکتی شود.

the subthalamus is located below the thalamus.

هیپو تالاموس در زیر تالاموس قرار دارد.

neurological studies of the subthalamus have advanced significantly.

مطالعات عصب‌شناسی در مورد هیپو تالاموس به طور قابل توجهی پیشرفت کرده‌اند.

surgeons sometimes target the subthalamus during deep brain stimulation.

جراحان گاهی در زمان تحریک مغز عمیق، هیپو تالاموس را هدف قرار می‌دهند.

the subthalamus contains important nuclei for movement regulation.

هیپو تالاموس شامل هسته‌های مهمی برای تنظیم حرکت است.

research has linked subthalamus dysfunction to parkinson's disease.

پژوهش‌ها ارتباط بیماری پارکینسون را با نقص عملکرد هیپو تالاموس برقرار کرده‌اند.

the subthalamus communicates with the basal ganglia.

هیپو تالاموس با گروه‌های پایه ارتباط دارد.

imaging techniques can reveal abnormalities in the subthalamus.

فناوری‌های تصویربرداری می‌توانند ناهنجاری‌های هیپو تالاموس را نشان دهند.

the subthalamus helps regulate voluntary and involuntary movements.

هیپو تالاموس در تنظیم حرکات دلخواه و غیر دلخواه کمک می‌کند.

doctors examine the subthalamus when diagnosing neurological conditions.

پزشکان هیپو تالاموس را در زمان تشخیص بیماری‌های عصبی مورد بررسی قرار می‌دهند.

the subthalamus receives signals from various brain regions.

هیپو تالاموس سیگنال‌هایی از مناطق مختلف مغز دریافت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید