subtreasury office
دفتر خزانهداری فرعی
subtreasury fund
صندوق خزانهداری فرعی
subtreasury account
حساب خزانهداری فرعی
subtreasury system
سیستم خزانهداری فرعی
subtreasury services
خدمات خزانهداری فرعی
subtreasury regulations
مقررات خزانهداری فرعی
subtreasury operations
عملیات خزانهداری فرعی
subtreasury management
مدیریت خزانهداری فرعی
subtreasury report
گزارش خزانهداری فرعی
subtreasury policy
سیاست خزانهداری فرعی
the subtreasury manages the funds for local projects.
دفتر خزانهداری محلی مدیریت بودجه پروژههای محلی را بر عهده دارد.
she works at the subtreasury handling public funds.
او در دفتر خزانهداری مشغول به کار است و امور مالی عمومی را مدیریت میکند.
the subtreasury is responsible for fiscal policy implementation.
دفتر خزانهداری مسئولیت اجرای سیاستهای مالی را بر عهده دارد.
officials met to discuss the subtreasury's budget allocation.
مسئولین برای بحث در مورد تخصیص بودجه دفتر خزانهداری گردهم آمدند.
investments from the subtreasury benefit the community.
سرمایهگذاریهای دفتر خزانهداری به نفع جامعه است.
the subtreasury plays a crucial role in economic stability.
دفتر خزانهداری نقش مهمی در ثبات اقتصادی ایفا میکند.
they audited the subtreasury to ensure transparency.
آنها دفتر خزانهداری را برای اطمینان از شفافیت حسابرسی کردند.
funds from the subtreasury are allocated to various departments.
بودجه دفتر خزانهداری به بخشهای مختلف تخصیص داده میشود.
the subtreasury's report was released last week.
گزارش دفتر خزانهداری هفته گذشته منتشر شد.
community leaders rely on the subtreasury for financial support.
رهبران جامعه برای حمایت مالی به دفتر خزانهداری متکی هستند.
subtreasury office
دفتر خزانهداری فرعی
subtreasury fund
صندوق خزانهداری فرعی
subtreasury account
حساب خزانهداری فرعی
subtreasury system
سیستم خزانهداری فرعی
subtreasury services
خدمات خزانهداری فرعی
subtreasury regulations
مقررات خزانهداری فرعی
subtreasury operations
عملیات خزانهداری فرعی
subtreasury management
مدیریت خزانهداری فرعی
subtreasury report
گزارش خزانهداری فرعی
subtreasury policy
سیاست خزانهداری فرعی
the subtreasury manages the funds for local projects.
دفتر خزانهداری محلی مدیریت بودجه پروژههای محلی را بر عهده دارد.
she works at the subtreasury handling public funds.
او در دفتر خزانهداری مشغول به کار است و امور مالی عمومی را مدیریت میکند.
the subtreasury is responsible for fiscal policy implementation.
دفتر خزانهداری مسئولیت اجرای سیاستهای مالی را بر عهده دارد.
officials met to discuss the subtreasury's budget allocation.
مسئولین برای بحث در مورد تخصیص بودجه دفتر خزانهداری گردهم آمدند.
investments from the subtreasury benefit the community.
سرمایهگذاریهای دفتر خزانهداری به نفع جامعه است.
the subtreasury plays a crucial role in economic stability.
دفتر خزانهداری نقش مهمی در ثبات اقتصادی ایفا میکند.
they audited the subtreasury to ensure transparency.
آنها دفتر خزانهداری را برای اطمینان از شفافیت حسابرسی کردند.
funds from the subtreasury are allocated to various departments.
بودجه دفتر خزانهداری به بخشهای مختلف تخصیص داده میشود.
the subtreasury's report was released last week.
گزارش دفتر خزانهداری هفته گذشته منتشر شد.
community leaders rely on the subtreasury for financial support.
رهبران جامعه برای حمایت مالی به دفتر خزانهداری متکی هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید