Suckling pig
خوک شیرخوار
Suckling lamb
بره گوساله
Suckling calf
گوساله شیرخوار
Suckling duck
اردک شیرخوار
Suckling goat
بزغاله شیرخوار
roast suckling pig
خوک شیرخوار کبابی
babes and sucklings
نوزادان و شیرخواران
Suckling is an instinct in mammals.
مستغرق کردن غریزه ای در پستانداران است.
a mother pig suckling a huge litter.
یک مادر خوک که یک Litter بزرگ را شیر میدهد.
We watched the cow suckling her calves.
ما دیدیم که گاو ونسانهای خود را شیر میدهد.
13 But Jacob replied: "As my lord can see, the children are frail.Besides, I am encumbered with the flocks and herds, which now have sucklings;if overdriven for a single day, the whole flock will die.
13 اما یعقوب پاسخ داد: «همانطور که آقای شما میبینید، بچهها ضعیف هستند. علاوه بر این، من با گوسفندان و گلهها بار شدهام که اکنون نوزاد دارند؛ اگر برای یک روز بیش از حد رانده شوند، کل گله خواهد مرد.
The suckling pig was roasted to perfection.
بره شیرده به طور کامل برشته شده بود.
The mother cow was nursing her suckling calf.
مادر گاو در حال شیر دادن به بره شیرده خود بود.
Suckling on a pacifier helps soothe the baby.
شیر دادن با استفاده از پستانک به آرامش نوزاد کمک میکند.
The suckling lamb frolicked in the meadow.
بره شیرده در چمنزار بازی میکرد.
The suckling kitten nuzzled against its mother.
گربه شیرده به مادر خود بوسه میزد.
The suckling piglet squealed for its mother.
بره شیرده برای مادرش جیغ میزد.
The suckling baby eagerly latched onto the bottle.
نوزاد شیرده با اشتیاق به شیشه چسبید.
The suckling ducklings followed their mother to the pond.
برهنگهای شیرده مادرشان را به سمت حوض دنبال کردند.
The suckling foal took its first wobbly steps.
پشتک شیرده اولین قدمهای لرزان خود را برداشت.
The suckling pig had a hearty appetite.
بره شیرده اشتهای زیادی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید