sufficiencies

[ایالات متحده]/sə'fɪʃ(ə)nsɪ/
[بریتانیا]/sə'fɪʃnsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کافی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

financial sufficiency

کفایت مالی

sufficiency of resources

کفایت منابع

جملات نمونه

a sufficiency of good food.

یک میزان کافی از غذای خوب

Our country has sufficiency of natural resources.

کشور ما از منابع طبیعی کافی برخوردار است.

A circle,as an ideal pure form,with its centripetalism and self-sufficiency,possesses a high degree of aesthetic value and expressive force.

یک دایره، به عنوان یک فرم خالص ایده‌آل، با centripetalism و خودکفایی خود، دارای درجه بالایی از ارزش زیبایی‌شناختی و نیروی بیانگر است.

to ensure food sufficiency

برای اطمینان از تأمین غذایی کافی

to achieve sufficiency in resources

برای دستیابی به تأمین کافی در منابع

to reach sufficiency in knowledge

برای رسیدن به تأمین کافی در دانش

to maintain sufficiency in supplies

برای حفظ تأمین کافی در تأمینات

to strive for sufficiency in skills

برای تلاش برای تأمین کافی در مهارت‌ها

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید