suffragan

[ایالات متحده]/'sʌfrəg(ə)n/
[بریتانیا]/ˈsʌfrəɡən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسقف یاریگر، ناظر یاریگر، اسقف کمکی
adj. کمکی، جانشین، اسقف یاریگر
Word Forms

نمونه‌های واقعی

" Of Seez in Normandy, a suffragan of Rouen" .

« از سیز در نورماندی، یک اسقف کمکی از روئن».

منبع: Goose Palm Queen Barbecue Restaurant (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید