sugarplum fairy
پرى شیرینکام
sugarplum dreams
رویاهای شیرینکام
sugarplum kisses
بوسههای شیرینکام
sugarplum treats
خوراکیهای شیرینکام
sugarplum visions
تصورات شیرینکام
sugarplum delight
شادی شیرینکام
sugarplum smiles
لبخندهای شیرینکام
sugarplum wishes
آرزوهای شیرینکام
sugarplum magic
جادوی شیرینکام
sugarplum song
آهنگ شیرینکام
she danced like a sugarplum fairy.
او مانند پری شیرینطمطم رقصید.
the children were excited to see the sugarplum treats.
کودکان از دیدن خوراکیهای شیرینطمطم هیجانزده بودند.
he called her his little sugarplum.
او را دخترک شیرینطمطماش صدا میکرد.
they decorated the tree with sugarplum ornaments.
آنها درخت را با تزئینات شیرینطمطم تزئین کردند.
the sugarplum dreams filled her mind at night.
رویاهای شیرینطمطم شبها ذهن او را پر میکرد.
she baked sugarplum cookies for the holiday.
او برای تعطیلات، کوکیهای شیرینطمطم پخت.
his voice was as sweet as a sugarplum.
صدای او به شیرینی شیرینطمطم بود.
they sang a song about a sugarplum fairy.
آنها یک آهنگ در مورد پری شیرینطمطم خواندند.
she wore a dress that looked like a sugarplum.
او لباسی پوشیده بود که شبیه شیرینطمطم بود.
in her dreams, she was a sugarplum princess.
در رویاهایش، او یک شاهزاده خانم شیرینطمطم بود.
sugarplum fairy
پرى شیرینکام
sugarplum dreams
رویاهای شیرینکام
sugarplum kisses
بوسههای شیرینکام
sugarplum treats
خوراکیهای شیرینکام
sugarplum visions
تصورات شیرینکام
sugarplum delight
شادی شیرینکام
sugarplum smiles
لبخندهای شیرینکام
sugarplum wishes
آرزوهای شیرینکام
sugarplum magic
جادوی شیرینکام
sugarplum song
آهنگ شیرینکام
she danced like a sugarplum fairy.
او مانند پری شیرینطمطم رقصید.
the children were excited to see the sugarplum treats.
کودکان از دیدن خوراکیهای شیرینطمطم هیجانزده بودند.
he called her his little sugarplum.
او را دخترک شیرینطمطماش صدا میکرد.
they decorated the tree with sugarplum ornaments.
آنها درخت را با تزئینات شیرینطمطم تزئین کردند.
the sugarplum dreams filled her mind at night.
رویاهای شیرینطمطم شبها ذهن او را پر میکرد.
she baked sugarplum cookies for the holiday.
او برای تعطیلات، کوکیهای شیرینطمطم پخت.
his voice was as sweet as a sugarplum.
صدای او به شیرینی شیرینطمطم بود.
they sang a song about a sugarplum fairy.
آنها یک آهنگ در مورد پری شیرینطمطم خواندند.
she wore a dress that looked like a sugarplum.
او لباسی پوشیده بود که شبیه شیرینطمطم بود.
in her dreams, she was a sugarplum princess.
در رویاهایش، او یک شاهزاده خانم شیرینطمطم بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید