sukiyakis

[ایالات متحده]/ˌsuːkiˈjɑːkiz/
[بریتانیا]/ˌsuːkiˈjɑːkiz/

ترجمه

n. یک غذا ژاپنی که شامل گوشت و سبزیجات برش خورده نازک است که در سس سویا شیرین پخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

sukiyakis for dinner

برای شام سوکیاکی

make sukiyakis today

امروز سوکیاکی درست کن

enjoy sukiyakis together

سوکیاکی را با هم لذت ببرید

order sukiyakis online

سوکیاکی را به صورت آنلاین سفارش دهید

try sukiyakis recipe

دستورالعمل سوکیاکی را امتحان کنید

favorite sukiyakis place

محل مورد علاقه سوکیاکی

sukiyakis with friends

سوکیاکی با دوستان

delicious sukiyakis dish

غذای خوشمزه سوکیاکی

sukiyakis cooking class

کلاس آشپزی سوکیاکی

sukiyakis food festival

جشنواره غذاهای سوکیاکی

جملات نمونه

we enjoyed delicious sukiyakis for dinner.

ما از خوردن سوکیاکی خوشمزه برای شام لذت بردیم.

she learned how to make sukiyakis from her grandmother.

او یاد گرفت طرز تهیه سوکیاکی را از مادربزرگش.

they ordered sukiyakis at the new japanese restaurant.

آنها سوکیاکی در رستوران ژاپنی جدید سفارش دادند.

sukiyakis are popular in winter for their warmth.

سوکیاکی به دلیل گرمایشان در زمستان محبوب هستند.

he prefers beef sukiyakis over chicken ones.

او ترجیح می دهد سوکیاکی گوشت گاو را به سوکیاکی مرغ.

she served sukiyakis with a side of rice.

او سوکیاکی را با یک سهم برنج سرو کرد.

we often have sukiyakis during family gatherings.

ما اغلب سوکیاکی را در گردهمایی های خانوادگی می خوریم.

he introduced his friends to sukiyakis last weekend.

او آخر هفته گذشته دوستانش را با سوکیاکی آشنا کرد.

making sukiyakis is a fun cooking experience.

تهیه سوکیاکی یک تجربه آشپزی سرگرم کننده است.

they enjoyed a cozy night in with sukiyakis.

آنها یک شب دنج در خانه با سوکیاکی داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید