| جمع | sulas |
sula fish
ماهی سوللا
sula species
گونههای سوللا
sula bird
پرنده سوللا
sula colony
کلونی سوللا
sula nesting
آشفتن سوللا
sula behavior
رفتار سوللا
sula habitat
زیستگاه سوللا
sula population
جمعیت سوللا
sula conservation
حفظ سوللا
sula migration
مهاجرت سوللا
she decided to sula her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را به تعویق اندازد.
they often sula their meetings to accommodate everyone's schedule.
آنها اغلب جلسات خود را به تعویق میاندازند تا برنامه همه را در نظر بگیرند.
it's important to sula your expectations when starting a new job.
هنگامی که شغل جدیدی شروع میکنید، مهم است انتظارات خود را تنظیم کنید.
he had to sula his travel plans due to unforeseen circumstances.
به دلیل شرایط پیشبینی نشده، مجبور شد برنامههای سفر خود را به تعویق اندازد.
we should sula our approach to the project for better results.
ما باید رویکرد خود را نسبت به پروژه تغییر دهیم تا نتایج بهتری بگیریم.
she decided to sula her diet to include more vegetables.
او تصمیم گرفت رژیم غذایی خود را به گونهای تغییر دهد که سبزیجات بیشتری داشته باشد.
they need to sula their strategy to meet the competition.
آنها باید استراتژی خود را تغییر دهند تا با رقابت مقابله کنند.
he plans to sula his workout routine this month.
او قصد دارد این ماه برنامه تمرینی خود را تغییر دهد.
it's wise to sula your investments based on market trends.
هوشمندانه است که سرمایهگذاریهای خود را بر اساس روند بازار تنظیم کنید.
we must sula our communication style to connect better with clients.
ما باید سبک ارتباطی خود را تغییر دهیم تا بهتر با مشتریان ارتباط برقرار کنیم.
sula fish
ماهی سوللا
sula species
گونههای سوللا
sula bird
پرنده سوللا
sula colony
کلونی سوللا
sula nesting
آشفتن سوللا
sula behavior
رفتار سوللا
sula habitat
زیستگاه سوللا
sula population
جمعیت سوللا
sula conservation
حفظ سوللا
sula migration
مهاجرت سوللا
she decided to sula her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را به تعویق اندازد.
they often sula their meetings to accommodate everyone's schedule.
آنها اغلب جلسات خود را به تعویق میاندازند تا برنامه همه را در نظر بگیرند.
it's important to sula your expectations when starting a new job.
هنگامی که شغل جدیدی شروع میکنید، مهم است انتظارات خود را تنظیم کنید.
he had to sula his travel plans due to unforeseen circumstances.
به دلیل شرایط پیشبینی نشده، مجبور شد برنامههای سفر خود را به تعویق اندازد.
we should sula our approach to the project for better results.
ما باید رویکرد خود را نسبت به پروژه تغییر دهیم تا نتایج بهتری بگیریم.
she decided to sula her diet to include more vegetables.
او تصمیم گرفت رژیم غذایی خود را به گونهای تغییر دهد که سبزیجات بیشتری داشته باشد.
they need to sula their strategy to meet the competition.
آنها باید استراتژی خود را تغییر دهند تا با رقابت مقابله کنند.
he plans to sula his workout routine this month.
او قصد دارد این ماه برنامه تمرینی خود را تغییر دهد.
it's wise to sula your investments based on market trends.
هوشمندانه است که سرمایهگذاریهای خود را بر اساس روند بازار تنظیم کنید.
we must sula our communication style to connect better with clients.
ما باید سبک ارتباطی خود را تغییر دهیم تا بهتر با مشتریان ارتباط برقرار کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید