sultriness

[ایالات متحده]/ˈsʌltrɪnəs/
[بریتانیا]/ˈsʌltrɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گرمای طاقت‌فرسا یا رطوبت؛ تحریک‌پذیری یا بی‌قراری؛ تسلیم شدن به لذت‌های حسی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sultriness of summer

گرما تابستان

sultriness in air

گرما در هوا

sultriness of night

گرما شب

sultriness of heat

گرماي هوا

sultriness of weather

گرماي هوا

sultriness in atmosphere

گرما در جو

sultriness of dusk

گرماي غروب

sultriness in tropics

گرما در مناطق استوایی

sultriness of spring

گرماي بهار

sultriness at noon

گرما در ظهر

جملات نمونه

the sultriness of the summer evening was palpable.

گرماي طاقت‌فرساي غروب تابستان قابل لمس بود.

she loved the sultriness of the tropical climate.

او عاشق گرماي طاقت‌فرساي آب و هوای استوایی بود.

the sultriness in the air made it hard to breathe.

گرماي طاقت‌فرسا در هوا تنفس را دشوار می‌کرد.

he enjoyed the sultriness of the dance floor.

او از گرماي طاقت‌فرساي کف رقص لذت می‌برد.

the sultriness of her gaze captivated him.

نگاه خیره‌کننده او او را مسحور کرد.

they sought relief from the sultriness by jumping into the pool.

آنها با پریدن به استخر از گرماي طاقت‌فرسا رهایی یافتند.

the sultriness of the night was perfect for romance.

گرماي طاقت‌فرساي شب برای عاشقانه مناسب بود.

as the sun set, the sultriness enveloped the city.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، گرماي طاقت‌فرسا شهر را در بر می‌گرفت.

he could feel the sultriness rising from the pavement.

او می‌توانست احساس کند که گرماي طاقت‌فرسا از پیاده‌رو بالا می‌آید.

the sultriness of the room made everyone feel drowsy.

گرماي طاقت‌فرساي اتاق باعث می‌شد همه احساس خواب آلودگی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید