summiteers

[ایالات متحده]/ˌsʌmɪˈtɪə/
[بریتانیا]/ˌsʌmɪˈtɪr/

ترجمه

n. شرکت‌کننده در یک نشست سران

عبارات و ترکیب‌ها

experienced summiteer

صعود کننده با تجربه

aspiring summiteer

صعود کننده مشتاق

seasoned summiteer

صعود کننده با تجربه

elite summiteer

صعود کننده نخبه

famous summiteer

صعود کننده مشهور

novice summiteer

صعود کننده مبتدی

dedicated summiteer

صعود کننده متعهد

successful summiteer

صعود کننده موفق

notable summiteer

صعود کننده قابل توجه

passionate summiteer

صعود کننده پرشور

جملات نمونه

the experienced summiteer shared tips for climbing safely.

صعودکار با تجربه نکات ایمنی صعود را به اشتراک گذاشت.

as a summiteer, he faced many challenges on the mountain.

همانطور که یک صعودکار بود، او با چالش های زیادی در کوهستان روبرو شد.

every summiteer knows the importance of proper gear.

هر صعودکاری از اهمیت تجهیزات مناسب آگاه است.

the summiteer's journey inspired many aspiring climbers.

سفر صعودکار الهام بخش بسیاری از صعودکنندگان مشتاق بود.

she became a renowned summiteer after conquering everest.

او پس از فتح اورست به یک صعودکار مشهور تبدیل شد.

training is essential for any serious summiteer.

آموزش برای هر صعودکار جدی ضروری است.

the summiteer's team worked together to reach the peak.

تیم صعودکار برای رسیدن به قله با هم همکاری کردند.

each summiteer must respect the mountain's power.

هر صعودکاری باید به قدرت کوهستان احترام بگذارد.

he documented his experiences as a summiteer in a book.

او تجربیات خود را به عنوان یک صعودکار در یک کتاب مستند کرد.

being a summiteer requires both physical and mental strength.

صعودکار بودن به هر دو قدرت بدنی و ذهنی نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید