sundry

[ایالات متحده]/ˈsʌndri/
[بریتانیا]/ˈsʌndri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متنوع; از انواع مختلف
n. اقلام مختلف; کالاهای متنوع

عبارات و ترکیب‌ها

sundry items

اقلام متفرقه

sundry expenses

هزینه‌های متفرقه

sundry income

درآمد متفرقه

sundry goods

کالا‌های متفرقه

all and sundry

همه و همه

جملات نمونه

This cream can be used to treat sundry minor injuries.

این کرم می‌تواند برای درمان آسیب‌های جزئی متعدد استفاده شود.

a purse containing keys, wallet, and sundry items.

کیف حاوی کلیدها، کیف پول و اقلام مختلف.

prawn and garlic vol-au-vents and sundry other delicacies.

ول-او-ونت میگو و سیر و انواع دیگر غذاهای خوشمزه.

"Chinese sundry secret laborious " account: The daughter Liang Nvying that emperor of post of the Eastern Han Dynasty wants to establish imperatorial Liang Shang is empress.

داستان: لیانگ نویینگ، دختر امپراتور پس از دوره هان شرقی، می‌خواست لیانگ شانگ را به عنوان امپراتریس منصوب کند.

sundry items in the grocery store

اقلام متعدد در فروشگاه مواد غذایی

sundry tasks to complete

وظایف متعدد برای تکمیل

sundry opinions on the matter

نظرات متعدد در این مورد

sundry ways to solve the problem

راه‌های متعدد برای حل مشکل

sundry ingredients for the recipe

مواد تشکیل‌دهنده متعدد برای دستور غذا

sundry books on the shelf

کتاب‌های متعدد روی قفسه

sundry colors to choose from

رنگ‌های متعدد برای انتخاب

sundry tools in the toolbox

ابزارهای متعدد در جعبه ابزار

sundry emotions ran through her mind

احساسات متعددی از ذهن او عبور کرد.

نمونه‌های واقعی

But when did the news, in all of these varied and sundry forms, become integral to our lives?

اما چه زمانی اخبار، در همه اشکال متنوع و گوناگون، به بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی ما تبدیل شد؟

منبع: The story of origin

I had sundry other things to do.

من کارهای متنوع دیگری برای انجام دادن داشتم.

منبع: Listen to this 2 Intermediate English Listening

I was revolving sundry matters in my mind.

من مشغول بررسی مسائل مختلف در ذهنم بودم.

منبع: Murder at the golf course

The deposit was then made, but not without sundry complaints.

سپس واریز انجام شد، اما بدون شکایات متعدد.

منبع: Eugénie Grandet

He makes films about animals, plants and sundry other subjects.

او فیلم‌هایی در مورد حیوانات، گیاهان و موضوعات متنوع دیگر می‌سازد.

منبع: Collins-Longman-All

Various and sundry volstead act violations.

نقض قوانین مختلف و متعدد قانون ول‌استد.

منبع: Atlantic Empire Season 2

This loan is specially provided for people who are studying overseas to pay for their tuition fee and other sundry items.

این وام به طور ویژه برای افرادی که در خارج از کشور تحصیل می‌کنند تا هزینه‌های تحصیل و سایر موارد متنوع خود را پرداخت کنند، ارائه می‌شود.

منبع: Banking Situational Conversation

Time and again, successive popes and sundry allies deplored what they saw as the city-state's amoral rapacity.

بارها و بارها، پاپ‌های بعدی و متحدان متعدد آنچه را که به عنوان طمع غیر اخلاقی شهر-ایالت می‌دیدند، نکوهش می‌کردند.

منبع: The Economist Culture

It has the warped earthiness of the author's first two novels, featuring incest and sundry other perversions.

این رمان دارای زمینی بودن تحریف‌شده رمان‌های اول و دوم نویسنده است که شامل خودکامگی و سایر انحرافات متعدد است.

منبع: The Economist Culture

He then fancied he heard footsteps in the hall, and sundry movements of the door-knob, but nobody appeared.

سپس تصور کرد که صدای قدم‌ها را در راهرو می‌شنود و حرکات متعدد دستگیره در، اما کسی ظاهر نشد.

منبع: A pair of blue eyes (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید